مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٥٨
انسانى، مستقرّ مىشود. همه ابعادى را كه در روايات آمده است، كنار هم بچينيد، چيز بسيار باشكوهى از آب درمىآيد كه درعينحال، واقعبينانه نيز هست.
البته، تكامل در اين اندازهها، بهدست امثال ما شدنى نيست، اما اولا آرمان اسلامى است و ثانيا عملى خواهد شد. روح سودپرستى يعنى فرهنگ سرمايهدارى، بخل، حرص، زيادهطلبى شخصى و خودخواهى برچيده خواهد شد. يعنى چنانچه اكنون، فرهنگ اغلب دنياست و همه ما مردم، هم ثروتاندوز و هم گداصفت و پولپرستيم و درعينحال، هرچه هم داشته باشيم باز گداصفت هستيم و هرچه ثروتمندتر مىشويم، فقيرتر مىشويم. يعنى دست «بده» كوتاهتر مىشود و آب مىرود و فقط مىگيريم، اما مهدى (عج) كارى بزرگ مىكند كه مردم، همه مرفّه خواهند بود، اما نه مرفههاى بىدرد و اهل بخل و سودپرستى كه حرص بر آنها حكومت كند! اين حالت توأمان ثروتاندوزى و گداصفتى و حسادت، درواقع، همان فرهنگ «اصالت ربح» يعنى سودپرستى و همان فرهنگى است كه امروز ليبراليزم ترويج مىكند. فرهنگ سرمايهدارى ليبرال است كه در دنيا تئوريزه مىشود تا مثلا جهانى شود و ارزش جهانى باشد، همان اصالت لذّت و سود و خودپرستى است.
بعد ديگر در نهضت جهانى آخر الزّمان، يك انقلاب امنيتى و انقلاب عمرانى است كه مضمون برخى روايات است. از حيث انقلاب امنيتى، دو روايت نقل مىكنم كه آمده است در دوران مهدى (عج)، يك پيرزن به تنهايى از شرق به غرب دنيا و به هرجا كه بخواهد سفر مىكند بىآنكه هيچ مشكل امنيتى براى او پديد آيد يا در روايت ديگرى است كه يك دختر جوان- كه مثلا دربرابر خشونت و تهاجم، آسيبپذيرتر است- بهتنهايى از گوشهاى به گوشه ديگر دنيا سفر