مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٣٨

مناسبات و معيارهاى انسانى تنظيم مى‌شود و همه، حقوق و حدود خود را مى‌شناسند، ولى يكنواخت نيستند، انسانهايى بافضيلت و تربيت‌شده كه هم حقّ را مى‌شناسند و هم تكليف را، و على‌رغم «تفاوت»، با يكديگر، متناسب و متعادل‌اند. اختلافات نظرى در جامعه مهدوى، سركوب نمى‌شود، مديريت مى‌شود. يك شهر ايدئولوژيك به معنى امروزى يعنى شهر بسته و كليشه‌اى نيست، نوع رابطه مردم با امام مهدى (عج) نيز در آن جامعه، رابطه روشن انسانى است. البته بعضى مى‌خواهند به‌جاى اين‌كه پايشان را جاى پاى امام عليه السّلام بگذارند، پايشان را روى پاى امام عليه السّلام بگذارند. اين درواقع، تبعيت نيست، اين ستيزه‌جويى و جبهه گشودن در عرض امام عليه السّلام است و كسانى كه مى‌خواهند به جاى آن‌كه پايشان را جاى پاى مهدى (عج) بگذارند روى پاى او بگذارند، البته حذف خواهند شد، زيرا راه عدالت و حقوق بشر به معنى واقعى كلمه را در جهان، سدّ كرده‌اند. تعارض و تقابل با رهبرى انقلاب جهانى اگر تحمل نخواهد شد، نه به دليل «كبر» يا «اتوريته فردى» و توتاليتريزم، بلكه بدان دليل است كه نهضتى چنين عظيم وقتى شروع شود، قربانيانى خواهد داشت و نبايد شهدا و قربانيان آن نهضت جهانى، خونشان هدر برود، نبايد قرنها و هزاره‌ها انتظار بشر دوباره به همان چاله‌هايى بيفتد كه قبلا افتاده بود. بشر نبايد در زمان مهدى (عج) از چاله بيرون آمده دوباره به چاه بيفتد. اما گذشته از معاندين، ايشان در مسئله رهبرى جهان جديد كه جهانى آزاد، اما انسانى و عادلانه است، هيچ تسامحى نمى‌كنند، اما مفهوم اطاعت‌پذيرى از امام در جامعه مهدوى مطلقا به معنى تعطيل كردن عقل فردى، تعطيل درك و تشخيص و احساس مردم، و ماشينى شدن جامعه نيست به دليل روايات صحيحى كه بر عنصر عقلانيّت و اراده انسانها در جامعه‌