مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ١٣

اين سخنان اگر درست باشد كه فى الجمله درست هم هست، اما هيچ صدمه و لطمه‌اى به عقيده مهدويّت نمى‌زند چون اصلا نقطه عزيمت مهدويّت جاى ديگرى است و مبناى انتظار مهدى (عج) در آينده، نه استقراى گذشته‌ها و نه قانون احتمالات آينده‌هاست. شما هراشكال ديگرى هم در اين خصوص بياوريد اين اشكال متوجه فكر مهدويّت نخواهد بود. به‌علاوه كه در اين دو حوزه هم بحث همچنان ادامه دارد، درعين‌حال، اين‌جا مسئله اساسا، مسئله ديگرى است. اين وعده خداوند است و نه پيش‌بينى بلكه پيش‌گويى همه انبيا عليهم السّلام است. يك خبر است، منتها به‌جاى اين‌كه خبر از گذشته باشد، خبرى است كه از آينده داده مى‌شود و كاملا مشخصات خبر را دارد. انشاء نيست، آرزو نيست. خبر از پروژه‌اى است كه قبلا از طرف خداوند، طراحى شده و اجرا خواهد شد. مهدى (عج) از همان ابتدا جزء پروژه خدا و جمله نهايى پروژه خداوند بود. بنابراين، وقتى صحبت از ظهور مهدى (عج) مى‌شود معرفتى نسبت به واقعيت است نه يك آرزو و نه يك پيش‌بينى محتمل براساس حدسيات كه اگر حجيّت استقرا خراب شد، حجيّت اين عقيده هم زير سؤال برود. مهدويّت، يك اساس خلقى دارد يعنى اگر مهدى نيايد، نه فقط فلسفه تاريخ، بلكه فلسفه خود خلقت انسان هم لك برمى‌دارد و مشكل پيدا مى‌كند. بحث مهدويّت، بحث حدسيات اين و آن، بحث استقرا يا فال‌بينى و پيش‌گويى عادى و تفريحى نيست. آرزوى شكست‌خورده‌ها و رؤياى بردگان نيست كه يك وقتى اسپارتاكوس بيايد، «زورو» بيايد، «سوپرمن» ى با اسب سفيد، از پشت كوهى بيايد و همه را نجات دهد. به‌علاوه بدانيد همه اين افسانه‌هايى كه ساخته شده بر مبنايى واقعى ساخته شده است.

راجع به چه چيزى معمولا دروغ مى‌سازند؟ راجع به چه چيزى آرزو مى‌كنند؟