مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ١٩

نيست بلكه امرى واقعى و عينى‌شدنى است. همه بشر و ايدئولوژى‌هاى بشرى دست‌به‌دست هم دادند و نشد، اما ذخيره خدا و بقية اللّه خواهد آمد و اين كار بزرگ خواهد شد، و نيز از اين‌كه انسان، يك تيپاخورده ازل تا ابد نيست و خداوند ما را فراموش نكرده است و چنين نبوده كه خداوند، آدم و فرزندان آدم را از بهشت بيرون كرده، بعد ردّ آنها را گم كرده و ديگر نمى‌داند كه اينها در اين دنيا چه مى‌كنند و چه مى‌كشند، نه! ما به خودمان واگذاشته نشده‌ايم، زخمهاى ما فراموش نشده است. مهدى زنده است. كسى هست كه حال ما را مى‌پرسد و سراغ ما، همه بردگان و مستضعفان جهان را مى‌گيرد و عاقبت هم آن لحظه سرنوشت ساز خواهد رسيد كه يا همه‌چيز را به ما خواهد آموخت يا هيچ‌چيز به ما نخواهد آموخت. اگر اهل آموختن باشيم، همه‌چيز را از او خواهيم آموخت و اگر اهل نباشيم ديگر از او نخواهيم آموخت و سروكار بقيه با پولاد و آتش است. در زمان مهدى، بشريّت دو بخش مى‌شوند. سروكار عدّه‌اى با منطق و زبان مهدى (عج) است و يك عدّه هم كه گوش ندارند سروكارشان با شمشير مهدى (عج) است.

بشريّت دو دسته خواهند شد و با ظهور مهدى، يا همه‌چيز را خواهند دانست يا ديگر هيچ‌چيز را نخواهند دانست. فكر انتظار مهدى (عج) يعنى آن‌كه اگر گذشته، الآن نيست، اما آينده، هنوز هست و از امروز، جدّى‌تر است، منتها بشريّت بايد هنوز هم از اين‌كه هست، كلافه‌تر بشود. مى‌دانيد چرا ما و شايد چند نسل بعد از ما هنوز بايد كلافه‌تر بشويم؟ براى آن‌كه وقتى صداى مهدى (عج) بلند مى‌شود همه به احترام صداى او بلند شوند؛ جهان به احترام صداى او قيام كند، و جهان حقّ مهدى را به‌جا بياورد.

مهدى (عج)، وقتى مى‌آيد كه همه، منزلت او را بدانند و خلأ او را احساس‌