مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ١٢

مهدى (عج) و مهدويّت يعنى كه ته اين تونل، باز است و محرومان جهان در آن گرفتار نشده‌اند و در اين شبكه قدرت و ثروت جهانى، زمينگير نشده‌اند و اين خبر بسيار مهمّى است. بنابراين، نيمه شعبان، بازخوانى مهمّ‌ترين خبر در تاريخ بشر است و هيچ خبرى به‌اندازه خبرى كه در نيمه شعبان به مردم داده مى‌شود براى آينده بشر مهمّ نيست. وقتى ما از عاقبت بشر يا آينده تاريخ حرف مى‌زنيم به اجبار همين زبان جارى، مجبوريم كه به نوعى مجازگويى بكنيم و الّا ما هم كه تاريخ، تاريخ مى‌گوييم، مى‌دانيم كه تاريخ، شيئى در كنار بقيه اشيا نيست و من از سرانجام بشريّت حرف مى‌زنم، از يك غول توهّمى به اسم «تاريخ» حرف نمى‌زنم.

لذا نگاه ما به تاريخ با نگاه هگل و هگلى به تاريخ، متفاوت است. مراد ما از تاريخ، همين است. تاريخ، انسان طولى است و جامعه، انسان عرضى است. از سرنوشت جوامع بشرى داريم حرف مى‌زنيم و از اتّفاقاتى كه خواهد افتاد و الّا ايرادها و اشكالاتى را كه به «تاريخى‌گرى» شده، همه را مى‌دانيم و به آن توجه داريم و على‌رغم آنها از مهدويّت مى‌گوييم. اين‌كه ما صرفا با استقراى گذشته‌ها نمى‌توانيم آينده را پيش‌بينى كنيم و يا اين‌كه طبق منطق موجّهات و آنچه در فلسفه علم و فلسفه تاريخ به نام «معناشناسى عوالم ممكن» مطرح است و آن‌جا خبر بدون جملات شرطى را نمى‌توان به‌كار برد، يعنى هيچ پيش‌بينى قطعى نمى‌شود داشت و شما حتى اگر دو تاس را همزمان بيندازيد سى و شش نتيجه ممكن و محتمل هست كه اين دو تاس چگونه پايين بيايند و اگر سى و شش عالم ممكن، قابل تصور است پس هرآينده‌نگرى حتى در اين مقياس كوچك، احتمال آن ١ به ٣٦ است بنابراين از هيچ ضرورت قطعى، حتى در ابعاد كوچك، نمى‌توان حرف زد، به‌جاى خود محفوظ.