مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٧
براى همه است و ما هرسال و هرقرنى كه بگذرد به آن فرهنگ و حكومت جهانى واحد نزديكتر مىشويم. اين «جهانى شدن» برخلاف جهانى شدن از نوع امريكايى و غربى است چون «جهانى شدن» غربى معنىاش آن است كه همه جهان در خدمت غرب باشد. جهانى شدن به سبك امريكا يعنى همه جهان در خدمت سرمايهدارى صهيونيستى غرب و برده آنها باشند و اينجا ديگر تكثّر و پلوراليزم و اين چيزها هم سرشان نمىشود. آن ديگر پلوراليزم است نه پلوراليزم.
معنىاش اين است كه آنها پلو بخورند و بقيه بشريّت، كودكان افغانستان و سودان، كودكان امريكاى لاتين و افريقا نان خشك بخورند و اگر خواستند، مقدارى علف هم مىتوانند ضميمه بكنند. اين يك فرهنگ است. البته سهم بچههاى افغانستان را كه اين روزها دارند از هوا و زمين مىدهند. مقدار كالرى كه كودكان افغانستان و كودكان افريقايى مصرف مىكنند با مقدار كالرى كه كودكان در نيويورك و واشنگتن و لندن مصرف مىكنند بايد مقايسه شود تا معلوم بشود كه اين جهانى شدن درواقع، معطوف به چه هدفى است و از چهنوع جهانى شدنى بحث مىكند. اما جهانى شدن به سبك امام مهدى (عج) يعنى همه جهان، در «حقوق» مساوى باشند. جهانى شدن به سبك مهدى (عج) يعنى عدالت براى همه، معنويت براى همه، امنيت براى همه، ثروت و قدرت براى همه، يعنى در دنيا، ما ديگر شهروند درجه يك و دو و سه نخواهيم داشت. در حكومت مهدى (عج)، تفاوتى بين شهروند غربى و افريقايى و آسيايى نخواهد بود و اين، همان دليل بزرگى است كه مهدى (عج) براى بشريّت در آستين دارد و آن نظم نوين و نهايى جهان، به دست ايشان برقرار خواهد شد، اما اينبار مبتنى بر اخلاق، برابرى، آزادى و عرفان.