مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٨٣
شكوه رهبرى، نگاهش دگرگونكننده و فريادش همهگير و درياسان است.
من در بخش نخست عرايضم دو نظريه، دو نقطهنظر به تاريخ انسان و دو تفسير درباره فلسفه حيات و مدنيّت را به مقايسه مىگذارم تا ببينيم كدام با «مهدويّت» سازگار است و كدام نيست و چرا؟ و در بخش دوم، بعضى رواياتى راجع به ايشان يا منقول از خود ايشان در اين خصوص كه ايشان چه جامعهاى را بنا خواهند كرد و چه حكومتى را خواهند ساخت و مناسبات انسانى و حقوق بشر در حكومت ايشان چگونه تعريف خواهد شد؟ فهرستوار و سريع مرور خواهم كرد؛ و البته هريك از اين روايات، خود مىتواند موضوع يك كنفرانس علمى يا پاياننامه باشد.
«انتظار» را گفتهاند كه سنتز تضاد بين «واقعيّت» و «حقيقت» است. «واقعيّت» يعنى آنچه هست و «حقيقت» يعنى آنچه نيست ولى بايد باشد. گفتهاند كه انتظار، سنتزى ناشى از تضاد بين واقعيّت و حقيقت است، كوبيدن جاده «آنچه هست» تا «آنچه بايد باشد». پس نكته نخست اين است كه دو زاويه ديد براى تفسير تاريخ بشر امروز وجود دارد: نخست، آنچه از آن، تعبير به اصل «مسيانيزم» يعنى مسيحگرايى و موعودگرايى كردهاند و در اينجا، «مسيح» به معنى موعود است و مسيانيزم، دعوت به انتظار است انتظار براى وضع موعود و اعتراض به وضع موجود در سطح بشرى كه توأم است با وعده پيروزى قاطع حق و عدل در پايان تاريخ و از آن نيز به اصل «فتوريزم» تعبير كردهاند. «فتوريزم»، «آيندهگرايى» و نگاه به آينده است؛ ايدئولوژىاى معطوف به فردا كه مىگويد همه خبرها در آينده است، جهان هنوز تمام نشده، محرومان مأيوس نباشند، مبارزان و مجاهدان راه آزادى و عدالت و آگاهى، از مبارزاتشان پشيمان نشوند. آنها كه دوبار، چهاربار، در