مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٧٧
بالاخره عدّهاى از دشمنان ما هم در ميانشان هستند!!! اين قدرتهاى دنيا واقعا مثل شتر ديوانهاند كه وقتى كف انتقام به لبشان مىآيد ديگر حقّ و حقوقى نمىشناسند. در امريكا بمبى گذاردهاند، مىآيد اينجا و زنان و كودكان را در افغانستان بمباران مىكند.
در تمام تاريخ، رسم فراعنه همين بوده؛ در سراشيب خشونت كه مىافتند ديگر پروبالشان به هركسى و هرملتى كه گرفت، گرفت. طرف له شده و دنبال كارش رفته است، ولى امام مهدى (عج) در انقلاب جهانى چنين پيمانى مىگيرد و نيز از ياران خود براى اداره حكومت جهانى پيمانهايى مىگيرد، زيرا آنان رهبران حكومت و انقلاب جهانىاند. پيمان مىگيرد: «طلا و نقره را براى خود، گنج نكنند و مسئولان انقلاب دينى آخر الزّمان و حكومت دين، حساب خصوصى و زمين و فلان براى خود نيندوزند و غذاى عمومى مردم را انبار نكنند». اينها همه نماينده طرزفكر يك فرهنگ است. گمان نكنيد كه فقط همينهاست، از اين نمونهها، بقيه را بخوانيد. اين، نماد يك نوع انسانشناسى است؛ نوعى مرام انسانى و فلسفه حقوق است؛ فلسفه اخلاق ويژهاى است؛ فقط فلسفه انقلاب نيست. سپس از آنها پيمان مىگيرد كه «مال يتيم و انسان بىپناه را نخورند».
مىدانيد كه اگر كسى هم بايد مغرور قدرت بشود ياران مهدى هستند كه سراسر دنيا را در قبضه گرفتهاند، اما به آنان مىفرمايد كه مبادا مال انسان بىپناه را بخوريد. از آنان پيمان مىگيرد كه «لباس خز و حرير نپوشند. لباسهاى اشرافى متمايز از مردم و تودهها نپوشند و كمربند زرين نبندند. با اخلاق شاهانه حكومت نكنند و در زندگى خصوصى خود به اندك، بسنده كنند. خود لباس درشت بپوشند و صورت بر خاك بگذارند و در راه خدا با تمام توان و امكانات خود جهاد