مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٨٥

نخواهد شد و به تاريخ بشر، خوش‌بين و معتقد است كه از پس همه ستمها و بى‌عدالتى‌ها و دروغهايى كه به بشر گفته‌اند و مى‌گويند، خورشيد «حقيقت و عدالت»، طلوع خواهد كرد و خدا، انسان را با ستمگران تاريخ، وانخواهد گذارد؛ اما متقابلا خط دومى وجود دارد كه از طرف تفكر ليبرال و سرمايه‌دارى و هژمونى غرب، امروز در دنيا به آكادمى‌ها و دانشگاهها پمپاژ مى‌شود و در سطح افكار عمومى دنيا، به زور تبليغات، القا مى‌شود و نفى ايده «غايت تاريخ» است.

وقتى مى‌گويم «غرب»، مردم مغرب‌زمين، مراد نيستند. مردم مغرب‌زمين، آنها كه مذهبى و مسيحى‌اند به «موعود»، معتقدند و على‌رغم همه بمبارانهايى كه عليه فطرت آنان اعمال شده- و لو يك قشر اقليّت در غرب، در امريكا و اروپا هستند- ولى هنوز لطافت باطنى خود را حفظ كرده‌اند. من به ياد مى‌آورم كه با بعضى دوستان در واشنگتن براى ديدار از كليسايى كه بسيار معظم و قديمى بود و تقريبا حالت موزه داشت و شامل هفت كليساى تودرتو بود، رفتيم. در سالن كليسا يك دخترخانم دانشجوى امريكايى را ديدم ايستاده، نى مى‌زند و اشك مى‌ريزد، ما رفتيم و شايد ساعتى بعد كه برگشتيم اين دخترخانم را ديدم كه همچنان ايستاده و نى مى‌نوازد. صبح يكشنبه بود. جلو رفتيم و از او پرسيديم كه تو را چه مى‌شود؟ گفت: نذر كرده كه در انتظار موعود و به عشق او هرصبح يكشنبه، تا زنده است، بر در كليسا، نى بزند. اين جامعه‌اى است كه معنويت، انسانيت و عدالت را در آن، شبانه‌روز بمباران مى‌كنند با اين‌وجود، از پس فطرت آن دختر جوان مذهبى و دانشجو، در قلب واشنگتن برنمى‌آيند. پس وقتى از غرب، سخن مى‌گويم، منظور من، مردم عادى، ناآگاه و ساده مغرب‌زمين، به‌خصوص محرومين كه حتى فاسدانشان نيز به نحوى مظلوم و قربانى هستند،