مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٩٧
پذيرفت؛ يكى چون «رجايى» كه، سوار موتور گازى بشود و در پست رياست جمهورى اگر ببيند كه همكارش براى او گلابى پوست كنده و جلوى او گذاشته است، با او برخورد كند كه چرا چنين مىكنى؟ يا به وزيرش در اولين صبح دولت، زنگ بزند كه تجمّلات و تشريفات را از دفاترتان بزداييد. وزراى رجايى تازه، رأى اعتماد گرفته بودند كه به آنها زنگ زد و گفت موكتهاى گران و قالىهاى اتاقهايتان را تا ظهر جمع كنيد. يكى از وزرايش مىگويد كه تا ظهر، سرمان را خورد و سه بار به اتاق كار ما زنگ زد كه آيا كرديد؟ گفتم بابا صبر داشته باش.
هنوز ظهر نشده است!! خوب اين يكگونه از حكومت اسلامى است و امروز متأسفانه، تيپ رجايى در فرهنگ دولتمردان ما امّل بهحساب مىآيد؛ آدم نادانى كه بلد نيست حكومت كند يك تيپ هم تيپى است كه خيلى راحت حكومت دينى مىكند و كمكم بر سر كارها آمدند و هنوز هم هستند، اين هم يك طرز انقلابى و دينى بودن است كه با امكانات مردم، خودش، خالهاش، عمهاش و دامادش به مسافرتهاى خارج از كشور بروند و بيايند و از بهترين امكانات حكومتى در داخل كشور استفاده بكنند و رانتخوارها عوض بشوند ولى رانتخوارى، باقى باشد. غرب مىخواهد انقلابگرى از نوع رجايى و ابو ترابى و چمران، كمكم در افكار عمومى و دانشگاهها برافتد و همه بگويند آنها نادان بودند و عقلانيّت را نمىفهميدند!! امام نمىفهميد كه مىگفت هرجا مظلوم هست، مبارزه هست و هرجا مبارزه هست، ما هستيم!! آرى، اين فكر خطرناك است و بايد تبديل بشود به اينكه آقا اصلا در دنيا مظلومى نيست تا احتياج به مبارزه باشد بلكه يك عدّه يابو و يك عدّه هم يابوسوار هستند و ظلمى نيست كه احتياج به مبارزه باشد. بهعلاوه هرجا كه مبارزه هست چرا ما بايد حاضر باشيم؟ چهكسى