مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٩٤
منتها چون نمىتوانيد بگوييد «براى منافع ما خطرناك است» و آن را بكوبيد، از آن به ماليخوليا يا توهّم يا فاشيزم، تعبير مىكنيد و آن را تفكر بسته مىخوانيد و هركس با سرمايهدارى غرب و با جهانى شدن از نوع امريكايى، همصدا نيست، ضدّ توسعه و فناتيك مىناميد!! هدف شما حفظ حاكميت سرمايهدارى جهانى و حفظ وضعيت فعلى دنياست.
آيا واقعا اين چيزى غير از محافظهكارى است؟ امروز چه تفكرى، مستحقّ نام محافظهكارى و كنسرواتيزم است؟ آنكه مىخواهد وضعيت جهان، چنينكه هست بماند و حتى نمىخواهد اسمى از امام مهدى (عج) بر زبانها جارى شود.
يك فريب ديگر هم اين وسط، اعمال شده است. اين اتّفاق، يك جابهجايى كميك است كه در دنياى تفكر پيش آمده است. اين آقايان ابتدا مىگفتند و گاهى هنوز هم مىگويند كه «اصول»، ايدئولوژى، مدينه فاضله، عدالت جهانى، حكومت جهانى، انقلاب جهانى و اين حرفها مزخرف است و بحث ارزش، و عدالت، انقلاب و ايدئولوژى، حرف مفت است. خوب! بهجاى آنچه؟ لذّت، نسبيّت و محاسبه گامبهگام تجربى؛ يعنى از «اصالت كمال»، حرف نزنيم و تنها از «اصالت لذّت» بدون قيد و شرط، بگوييم؛ از «اصالت ارزش»، حرف نزنيم، از «اصالت سود»، حرف بزنيم، چون چيزهاى واقعى، علمى و عقلانى، همينهاست و اين، آن زبانى است كه سرمايهداران يهود مىفهمند و بنابراين، «جهانى شدن» نيز بدان معنى است كه اين زبان، بايد جهانى شود و بايد همه، زبان ما را بفهمند كه وقتى بحث منافع ما درميان است گردن بگذارند. اگر شد، با زبان خوش، با تلرانس، مدارا و تساهل و تسامح و اگر نشد با بمبهاى هستهاى و شيميايى در خدمتتان هستيم. اين زبانى است كه به زعم آنان بايد جهانى بشود و متأسفانه جهانى شد. امام (رض) آمد و