مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٩٠

غير عقلانى و لذا مسائلى شخصى بلكه جزء وسايل شخصى!! است و ارزشها، شخصى و نسبى است پس ربطى به حكومت و امر عمومى (پابليك) ندارد و سكولاريزم، همين است.

خط تبليغاتى آنان، اين است كه سخن گفتن از مهدويّت و گلوباليزيشن و از وعده عدالت جهانى، خيال‌بافى است و ممكن نيست. در بحثهاى دانشگاهى‌شان همين را بلغور مى‌كنند تا تز كنسرواتيستى را جهانى كنند و نيز مى‌گويند اين ايده، اساسا ايدئولوژيك، توتاليتر و تماميت‌طلب است و يعنى چه كه يك نفر به‌نام مهدى (عج) مى‌خواهد بر كلّ دنيا حكومت واحد برقرار كند؟! چون در روايت داريم مهدى (عج) با برهان و شمشير، از راه انقلاب جهانى به حاكميت و عدالت جهانى دست خواهد يافت. ايشان با مسيحيان بوسيله «انجيل حقيقى»، و با يهوديان به «تورات حقيقى»، احتجاج و استدلال مى‌كند و براى هيچ‌كس، عذر و بهانه‌اى نمى‌گذارد و اغلب مردم با منطق و برهان و موعظه و رحمت، متقاعد مى‌شوند و آنها كه لجاجت كنند با شمشير اصلاح خواهند شد.

بشريّت ديگر جز مسلمان نخواهند بود.

در روايت است كه مهدى (عج)، سمبل رحمت جهانى است، صبورانه، استدلال و احتجاج مى‌كند و احكام خدا را بر زبان مى‌آورد و با مردم و بشريّت، به نرمى سخن مى‌گويد و استدلال مى‌كند، ولى عليه ائمّه ظلم و ضلالت، شمشير مى‌كشد و اصولا مزيّت مهدى (عج) بر انبيا كه كار ناتمام آنها را بايد تمام كند، در همين است. نوبت به عصر او كه برسد، ديگر به اندازه‌اى كه بايد با ستمگران جهان، صحبت مى‌شد، شده است و از اين پس، آنان ديگر مشكل نظرى ندارند و نمى‌توانند بگويند كه صد جلسه پرسش و پاسخ ديگر هم بگذاريد تا شايد