مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٨٨
حكومت او را توصيف كرده است و شايد در هيچ مكتب ديگرى چنين نباشد. شما در اپانيشادها، در وداها، در انجيل، در تورات و در همه منابع شرق و غرب، بشارت آخر الزّمان را مىبينيد، ولى هيچجا به اندازه منابع شيعه، شفاف و دقيق راجع به ايشان، حتى قيافه، حرفها، شعارها و نحوه انقلاب و حاكميتش بحث نشده است. هدف عمده نظام ليبرال سرمايهدارى كه مىگويد ما با «مدينه فاضله» سازى و مسيانيزم، با بنيادگرايى دينى، با راديكاليزم انقلابى، با فوندامنتاليزم و با ايدئولوژى، مخالفيم، و با هرنوع اصولگرايى، حتى غير دينى آن مبارزه مىكند، اين است كه در افكار عمومى بشر، بهخصوص در دانشگاههاى شرقى و اسلامى، در ذهن دانشجو و سپس در ذهن مردم، حالت ترديد در وضع موجود و حالت متوقّع و منتظره، پيش نيايد كه عجب!! پس اين مدرنيته سرمايهدارى، آخر خط نيست؟ و بايد منتظر بود؟! اين پرسش نبايد در افكار عمومى و خصوصى بشريّت، جوانه بزند!! آنها مىخواهند بگويند كه هيچچيزى ديگر فراتر از اين وضع موجود جهان نيست و آنچه هست، عين علم و عقلانيّت و آخر خط و پايان تاريخ است. مىگويند اينجا ايستگاه آخر است و بشريّت بايد از قطار پايين بيايند. توجه داشته باشيد نمىگويند كه همه بشريّت در سطح ما زندگى كنند و امكانات مردم امريكا را در اختيار داشته باشند. كه اگر بگويند، بايد دست از ستم جهانى و نابرابرىها بردارند. چون اگر معنى «جهانى شدن»، اين باشد كه توزيع ثروت، قدرت، آگاهى و حرمت و احترام در تمام جهان، يكسان باشد، مورد قبول است، اما جهانى شدنى كه آنان مىطلبند به معنى «امريكايى شدن» است؛ جهانى شدن از نوعى كه در رأسش، سرمايهداران حاكم بر امريكا باشند و بقيه بشريّت، قاعده آن هرم باشند.