مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٨٤
نهضت جهانى «اجراى عدالت» شكست خوردهاند نگويند كه همهچيز تمام شد.
به آينده نگاه كنيد، سرتان را بالا بگيريد، شهيد داديد، صدماتى خورديد، ضايعاتى داديد، در بعضى از جبههها عقب نشستيد، اما سرتان را بالا بگيريد.
«فتوريزم» يعنى چشمهايتان را قاطعانه و اميدوارانه به آينده بدوزيد و از پس غروب امروز، طلوع فردا را تصوّر كنيد و با تصور آن، مبتهج بشويد. اين ايدهاى براى اغواى افكار عمومى نيست.
همچنين برخلاف آنچه بعضى جناحهاى پراگماتيست گفتهاند كه امام زمان (عج) اگر وجود هم نداشته باشد اعتقاد به او باز مفيد است، بايد گفت: نه.
امام زمان، هم حقيقت است و هم اعتقاد به او مفيد است. هم حقيقت دارد و هم فايده.
آنها كه نمىتوانند حقيقت مهدويّت را بفهمند و باور كنند و درگير دگماتيزم تجربهگرايى و جزميات عالم حس هستند و حاضر نشدند از پنجرهاى كه بهدست انبيا عليهم السّلام به فراسوى عالم مادّه و ماوراى طبيعت، باز شده به بيرون نگاه كنند، ممكن است پديده امام زمان را فاقد حقيقت و حداكثر، مفيد فايده بدانند، در حالىكه واقعيّت امر، اين است كه قصه امام زمان، اسطوره نيست و نبايد متّهم به نگاه اساطيرى مذهبى شود. قصه امام مهدى (عج)، «حقيقت» و «فايده»، هردو توأم با يكديگرند.
پس يك خط در نگاه به آينده انسان و نگاه به تاريخ است كه در غرب، از آن تعبير به «مسيانيزم و فتوريزم» كردند و آن را با همين تعابير كوبيدند، چون تاريخ را داراى يك ديناميزم آگاهانه مىداند و مىگويد كه تاريخ، زنده است، فعّال است و از طرف يك موجود ذى شعور، هدايت مىشود و عاقبت بشر به منجلاب، ختم