مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٨٢
مسيح عليه السّلام است و مسيحيت، منتظر ظهور مجدّد مسيح عليه السّلام است. همه انبيا، همه مذاهب و اديان و فرق، منتظر گشايشى بزرگ در آينده يا در پايان تاريخ هستند و اشاره خواهم كرد كه حتى امروز مكتبى كه چنددهه براى نفى پايان تاريخ و نفى «غايت» از تاريخ، دستوپا زد و مدّعى شد كه اصلا حيات و تاريخ بشر، مبدأ و منتهاى روشن ندارد و جهت اصولى خاصّى بر آن حاكم نيست، يعنى «ليبراليزم» كه درواقع پنجاه، شصت سال تئورى بافت كه تاريخ غايت نداشته و ندارد، آخرين نظريه پردازانشان چون فوكوياما از «پايان تاريخ» سخن مىگويند؛ منتها «پايان تاريخ» با روايت خودشان كه تثبيت و تبليغ نظام ليبرال- سرمايهدارى است.
در روايات از حضرت مهدى عليه السّلام، تعبير به بهار روزگاران شده است و جزء سلامهايى كه به محضر حضرت مىشود آوردهاند: «ألسّلام على ربيع الأنام و نضرة الأيّام» درود بر بهار بشريّت، بهاران تاريخ و طراوت روزگاران.
كسانى كه ايشان را ديدهاند، توصيفاتى از شمايل ظاهرى او كردهاند و توصيفاتى را نيز پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا ائمّه ديگر از اين بزرگوار كردهاند و در آثار محقّقان، چنين منعكس شده است: چهرهاش گندمگون، ابروانش هلالى و كشيده، چشمانش سياه، درشت، جذاب و نافذ، شانهاش پهن، دندانهايش برّاق، بينى كشيده و زيبا، پيشانى بلند و تابنده، استخوانبندى او صخرهسان، گونههايش كمگوشت و از فرط بيدارى شبها، اندكى متمايل به زردى، بر گونه راستش خالى سياه، عضلاتش پيچيده و محكم، موى سرش بر لاله گوشها ريخته و نزديك به شانهها، اندامش متناسب و زيبا، قيافهاش خوشمنظر و رخسارش در هالهاى از شرم بزرگوارانه و شكوهمند پنهان؛ هيئتش سرشار از حشمت و