مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٨

صلح جهانى كه اين‌قدر از آن دم‌زده مى‌شود و معمولا اين شعارها در دهان بزرگ‌ترين جلّادهاى دنيا جويده و مصرف مى‌شود، فقط درصورتى ممكن است كه ظلم جهانى نباشد. صلح جهانى در كنار ظلم جهانى، ممكن نيست.

پيش‌شرط هرنظم جهانى و هرصلح جهانى، عدل جهانى است. تا مهدى (عج) نيايد، به آن نصاب بلند عدالت جهانى نخواهيم رسيد، اما تا بشريّت هم تشنه عدالت جهانى نشود و به معنى واقعى كلمه، منتظر مهدى (عج) نباشد و منتظر عدالت نشود و مقدار ديگرى كلافه‌تر نشود و از ايدئولوژى‌هاى بشرى خسته‌تر نشود و از اجراى «عدالت نسبى» به سمت اجراى «عدالت مطلق» يعنى مهدويّت حركت نكند، آرى تا اين اتّفاقات نيفتد، مهدى (عج) نخواهد آمد.

حال، يك پرسش: اين نوع غايت‌شناسى، اين نوع فرجام‌گرايى تاريخى و جهانى كه ما از آن تعبير به مهدويّت كرديم، مستقيما به زيان چه كسانى در دنياست؟ اين فكر، به ضرر چه كسانى است؟ به زيان مافياى قدرت و ثروت جهانى است. فكر مهدويّت، تهديد مافياى قدرت و ثروت در سراسر دنياست و لذا دشمن‌ترين محافل با فكر مهدويّت و انقلاب و عدالت جهانى و حكومت عدل بين المللى و با مفهوم انتظار مثبت- «يعنى انتظار فعّال» نه انتظار منفى- همين اربابان زر و زور جهان هستند كه فرهنگ محافظه‌كارى و حفظ وضع موجود دنيا را تئوريزه و به بشر، تلقين مى‌كنند كه آقا تاريخ، پايانى جز همين وضع موجود ندارد. آنها همين را تلقين مى‌كنند. نمى‌دانم شما رساله «پايان تاريخ و آخرين انسان» را ديده‌ايد يا نه؟ فوكوياما، نظريه‌پرداز برجسته غربى و امريكايى ژاپنى الاصل، كه جزء تئوريسين‌هاى متأخّر نظام سرمايه‌دارى ليبرال است و ساير تئوريسين‌هاى رژيم حقوقى، اقتصادى و سياسى، چون پوپر كه در