مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٧٤

اين است كه حضرت مهدى (عج) مى‌گويند كه ما براى قيام جهانى، روى شعور انسانى حساب كرده‌ايم، روى عقل بشر و عقل اصحاب خود حساب كرده‌ايم و جريانهاى كم‌شعور و سطحى، حتى اگر دوست ما باشند، كار دشمن را با ما مى‌كنند و ما را عذاب مى‌دهند و بر سر راه سنگ مى‌اندازند.

درواقع من روى بال پشه حساب مى‌كنم، اما روى ايمان آدمهاى احمق حساب نمى‌كنم و درواقع ما براى آن انقلاب جهانى، به كمك جاهلان نياز نداريم. يعنى جهان را با حماقت نمى‌شود اصلاح كرد و با كمك احمقها نمى‌توان جهان را ساخت و انقلاب آخر الزّمان، انقلاب جاهلان نيست. همه اينها معنى اين روايت است. انقلاب آخر الزّمان، انقلاب احمقها نيست و با جهل، نسبتى ندارد.

تعبير ديگرى كه از حضرت مهدى (عج) روايت شده اين است كه فرمود:

«ليس بين اللّه و بين احد قرابة». اين هم خيلى جالب و درس‌آموز است يعنى خداوند، قوم‌وخويش هيچ‌كس نيست. بين خدا و هيچ‌كس قرابت نيست و خدا پدرخوانده كسى و ملتى نيست. هيچ فردى و ملتى گمان نكند كه خدا حساب ويژه‌اى با او دارد و هوايش را بدون قيد و شرط دارد و هرچه هم جنايت بكند خدا با اوست! خير، چنين نيست و همه در گروى درك خود و عمل خود هستند و خدا به‌زور، نه فردى و نه جامعه‌اى را سعادتمند يا بدبخت نمى‌كند و امتياز مجّانى هم به كسى و جامعه‌اى نمى‌دهد. درواقع، نجات جهانى آخر الزّمان به‌دست مهدى، اجبارى نيست، بلكه خود بشريّت بايد بهايش را بپردازد.

نيز فرمود: «آن‌گاه كه من قيام كنم، قيام مى‌كنم درحالى‌كه بيعت هيچ‌يك از طاغوتهاى جهان برگردن من نيست».

اين هم بسيار زيباست يعنى آن قيام بزرگى كه مى‌خواهد تمام سيستم جهان‌