مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٧١
از مدتى، همه مسلمان مىشوند، زيرا ايشان با نسخههاى اصلى تورات و انجيل و ديگر كتب آسمانى با اهل هردينى استدلال و احتجاج خواهد كرد و آنان گروهگروه مسلمان مىشوند و او زمين را از عقل و دلايل روشن، مملوّ مىكند.
در روايتى راجع به مفهوم «فرج»، نقل شده است كه يكى از اصحاب امام صادق عليه السّلام به ايشان مىگويد: آقا چهوقت باشد كه فرج شما برسد و ما هم حالى بكنيم و به نوايى برسيم. ما بهنام شما و در ركاب شما همواره دچار تهديد، زندان، شهادت، شكنجه، تعقيب و فرار از اين شهر به آن شهر بودهايم. ما براى اجراى عدالت سختى بسيار كشيدهايم. (اين امامزادهها كه ديدهايد و به هر جا مىرويد، در كوهوكمر، امامزاده يا مجاهدى از شيعيان اهلبيت عليهم السّلام دفن است، اينها كسانى بودند كه با كولهبار تنهايى بهراه مىافتادند و اين سو و آن سو، براى فاش گفتن حقيقت، آواره يا تحت تعقيب بودند و جايى در كوهوكمر، گرفتار باند بنى عباس و بنىاميه و بقيه حكومتهاى فاسد مىشدند و كسانى بودند كه براى دعوت مردم به دين و صدور انقلاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مىآمدند و در اين كوهو كمرها شهيد مىشدند و مصيبت مىكشيدند). روايت را عرض مىكردم كه يكى از ياران به امام صادق عليه السّلام عرض مىكند: آقا، ما ديگر خيلى سختى براى اجراى عدالت در كنار شما كشيديم. «متى الفرج؟» فرج شما چهوقت مىرسد و حكومت و قدرت شما چهوقت برقرار مىشود تا ما هم نفس راحتى بكشيم و از مشكلات و سختىها رها شويم؟
امام عليه السّلام مىگويند: «مثل اينكه تعبير تو از فرج و قرائت تو از فرج با ما متفاوت است!! اينطور كه تو مىگويى معلوم مىشود شكمت را صابون زدهاى و براى بهدست آمدن امكانات و زندگى راحت، نقشه كشيدهاى، اما بدان آن فرجى كه ما