مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٣٠

به‌علاوه، اين ايدئولوژى‌هاى شرق و غرب، مشكل ديگرى نيز داشتند؛ حرفهاى بزرگ و رفتار پستى داشتند و با بشر، بد، رفتار كردند. در دورانى كه به اقتدار رسيدند، با ايده‌هايى بسيار شكستنى، ادعاهاى بزرگى كردند و با نظريات بسيار ضعيف و شكننده، وارد عرصه عمل تاريخى و اجتماعى شدند كه عرصه‌اى كاملا واقعى بود. به عبارت ديگر، بايد گفت كه اين ايدئولوژى‌ها با بار شيشه به بازار آهنگران آمدند و نتيجه مستقيم و بلافصلش را ديدند.

اين ايدئولوژى‌ها از نظر تئورى، حرفهاى خوب تاريخ را زدند اما در عمل، قسمتهاى بد تاريخ را ساختند و اين اتّفاقى است كه شما در پنجاه يا صد سال اخير به وضوح مى‌بينيد و در تاريخ سياسى غرب و شرق، ايدئولوژى‌هاى بشرى، چه تجدّدطلب و چه رجعت‌طلب، كارى كردند كه امروز بشر در ابعاد انسانى در مجموع درجا زده يا حتى عقب‌گرد كرده است. بشريّت از حيث انسانى و در ابعاد حقوقى، نسبت به چند قرن قبل، نسبت به دوران قرون وسطى و قبل از آن، تقريبا جلو نيامده و اكنون ديگر تقريبا از همه ايدئولوژى‌هاى غربى اظهار خستگى، نفرت و كسالت مى‌كند. از ماركسيسم، فاشيسم، ليبراليزم، صهيونيسم و ... به ستوه آمده‌اند. آخرين جمع‌بندى مغرب‌زمين به عنوان يك استنتاج عملى از چند دهه اخير، اين است كه اين ايدئولوژى‌ها امتحان خود را در دنيا دادند و ما ديگر هيچ اصول نظرى براى زندگى جمعى نمى‌خواهيم و احتياج به ايدئولوژى نداريم. ما را بس است و هرچه در اين مدت سرمان را تراشيدند، كافى است، انقلاب هم ممكن نيست؛ به‌خصوص انقلاب كبير در ابعاد جهانى، ديگر ممكن نيست و همه انقلابها صغيرند و احتياج به متولّى و قيّم دارند.

اما درست در اين لحظه كه بشر، به بن‌بست رسيده و كاملا احساس خلأ و