مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٢٦
دنياى بعد از ظهور هم، آدمها شهوت دارند؛ خشم دارند؛ احتياج به خور و خواب دارند؛ احتياج به كار، تفريح، ازدواج، استراحت، مطالعه و همهچيز دارند. منتها همه اين روابط در سايه عدالت، برادرى، آزادى و عقلانيّت، صورت مىگيرد.
جامعه مهدى (عج)، جامعه بسته هم نيست كه پليسهاى آن از شهروندهايش بيشتر باشند. در آن جامعه، اگر قرار است عدالت تا اين حد جدّى برقرار شود نبايد گمان كرد كه حتما در هرخانه، يك پليس ايستاده است!! چنين نيست و جامعه مهدوى، طبق روايات ما، جامعه بسته نيست و لازم نيست كه از هركسى دو پليس مراقبت كنند. يك شهر قرون وسطايى هم نيست. گرچه يك شهر دينى است اما مبتنى بر ايدئولوژىهاى بشرى هم نيست. شهرى است كه براساس آگاهى، آزادى و اخلاق، بنا مىشود و تمدّنى است كه براى نخستينبار در مقياس جهانى، علم و عبوديت، قدرت و معنويت و دنيا و آخرت را با يكديگر جمع مىكند و لذا نمىتواند شهر بستهاى باشد.
برخى توصيفهايى را كه از آن جامعه در روايات شده ان شاء اللّه هفته آينده در دانشكده فنّى خواهم گفت و بايد روشن شود كه وقوع انقلاب نهايى در تاريخ با ابعاد جهانى، يك داستان فكاهى و خيالى نيست. بدون كوبيدن تبهكاران مسلط بر جهان نمىتوان كارى كرد، كه- چنانچه در روايات آمده- گرگ و ميش از يك آبشخور بنوشند و در جامعه انسانى، صلح جز در سايه عدالت جهانى برقرار نخواهد شد. همچنين در روايات آمده كه در عصر او، سرمايه از سكّه مىافتد، سرمايه هست، پول هست، اما «سرمايهسالارى» نخواهد بود. زندگى، صلواتى خواهد شد، مردم يكديگر را ديگر نخواهند دريد. در آن جامعه، مردم از يكديگر بالا نمىروند يكديگر را له نمىكنند؛ قربانى نمىكنند، يكديگر را مصرف نمىكنند.