مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٢٠
كرده باشند. هنوز مانده تا همه بشريّت به اجماع برسد. مهدى (عج) وقتى خواهد آمد كه جهان بهواقع، منتظر او و منتظر عدالت باشد و قدر عدالت را بداند و حاضر به پرداختن بهاى آن باشد، وقتى مىآيد كه صدايش را بشنوند و بشناسند و به احترام او برخيزند. بنابراين، انكار مهدى (عج)، درواقع، تشويق ستم و توحّش در دنياست. انكار مهدى (عج)، انكار دولت عدل جهانى و تئوريزه كردن ملوك الطوايفى همين بلوكهاى ستم و بىعدالتى است كه امروز بر دنيا حكومت مىكنند و مىدانيد كه امروز حجم ظلم در دنيا كم نشده و بهاندازه عصر حجر و دوران غارنشينى، بلكه بهمراتب بيشتر، امروز در دنيا ظلم مىشود و در باب مسئله عدل و ظلم و حقوق بشر، مثل اينكه بشريّت يك گام هم از عصر حجر، جلوتر نيامده و ذهن بشر، مدرن نشده و فقط ابزار آن مدرن شده است؛ چون هنوز به همان راحتى كه خون انسان را مىريختند و آدم مىكشتند بلكه راحتتر از هميشه آدم مىكشند؛ به همان راحتى كه لقمه را از دهان ديگرى مىقاپيدند هنوز از دهان ديگرى مىقاپند. ملّتها و دولتهاى غنى از فقرا و محرومان و مستضعفان مىقاپند و مىگويند مىخواهيم آنان را جهانى كنيم. بنابراين حجم و عمق ظلم، كم نشده و از عصر حجر، بيشتر ظلم مىشود. يكى از همين نظريهپردازان آخر الزّمان از نوع ليبرالى آن، اعتراف جالبى مىكند و مىگويد ما گمان مىكرديم آخرين انسانها و انسان طراز نوين هستيم، اما گويا دوباره شباهتهاى بسيار زيادى با نخستين انسانها، يعنى انسانهاى اوليه پيدا كردهايم.
ما همانها هستيم و فقط نوع لباس و نوع حرفزدنمان و كيفيت ابزارمان عوض شده است و الّا ما همانها هستيم. او راست مىگويد. اينكه در روايت داريم كه وقتى مهدى (عج) مىآيد سطح عقل بشر ناگهان چند پله ارتقا مىيابد و نوعى