مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ١٧
تحت الشعاع قرار مىدهد (چنانكه بعضى گفتند) و نه جنايتهاى ايدئولوژيكى را كه محصولات بلافصل مدرنيته غرب بوده و هستند، توجيه مىكند و نه جهان را بهاندازه حجم ذهن سوپرمنهاى غرب، كوچك و حقير مىكند، چون آن جهانى كه در مدينه فاضلههاى غربى در نظريات امثال توماس مور و ديگران تحليل شده، يك جهان جيبى است؛ جهانى بسيار كوچك كه با كوچكترين تكان، سرت به در و ديوار آن اصابت مىكند، اما جهانى كه در عالم، در فكر و دكترين مهدويّت ساخته مىشود، جهانى است وسيعتر از جهانى كه اكنون داريم. ظهور مهدى (عج)، گشايش براى بشر است و مضيقهاى بر مضايق قبلى بشر نمىافزايد، بلكه گشايش بزرگ براى همه بشريّت است، فرج جهانى است، باز كردن قفلها و زنجيرهاست. بنابراين، مقايسه نكنيم جامعه مهدوى را با آن جهان جيبى كه متعلّق به ذهن اتوپيستهاى قرون شانزدهم تا بيستم اروپاست و از نوع همين مدينه فاضلههاى خيالپردازانه انتزاعى و غير واقعبينانه و سرد و لوس و مأيوسانهاى كه آنان از جهان و از آينده مادّى جهان ساختند و حتى خود حاضر نيستند از آن دفاع كنند؛ جهنّمى كه زير بغل خودشان جا مىگيرد؛ جهانى كه تا بيايى حقّ يكى را تأمين بكنى، حقّ دو نفر ديگر پايمال مىشود؛ جهانى كه اگر سراغ يك ارزش بروى، سه ارزش ديگر را بايد پايمال كنى. اين جهان تا اين حدّ، كوچك است و اتوپياهاى محصول ايدئولوژىهاى بشرى چيزى بيش از اين نيست و بايد گفت كه همين رؤياپردازىهاى مذبوحانه اتوپيستى بشرى در شرق و غرب بود كه عاقبت به «فلسفه يأس» بين پستمدرنيستها منجر شد كه اينك مىگويند هرفراروايتى از جهان، تاريخ و انسان، محال و مهمل است و همه ارزشها بىارزش و فاقد اعتبار است و حتى مبانى متافيزيكى خود مدرنيته را هم قبول