مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ١٤
همه دروغها و افسانهها معمولا براساس يك «راست»، بنا مىشود. چون انبيا و پيغمبران راستين بودند، پيغمبران دروغين و متنبّيان هم پيدا شدند كه ادّعاى نبوّت كردند. چون سكّه اصل هست، سكّه قلب هم جعل مىشود يعنى چون پول حقيقى و معتبر، وجود دارد پول تقلّبى هم جعل مىكنند و الّا اگر اصلا چيزى به نام پول نبود و اعتبارى نداشت، چهكسى مىآمد پول جعل بكند؟ همه افسانههايى كه در غرب و شرق ساخته شده و منتظر سفيدپوشى هستند كه از پشت كوه بيايد و بشريّت را نجات بدهد و بدون ساختوپاخت، از پس همه ستمها، تبعيضها و بىعدالتىها برآيد، علاوهبر اين كه نشان مىدهد اين انتظار، ريشهاى فطرى در همه انسانها دارد، نشان مىدهد كه حقيقتى است كه براساس آن حقيقت، نسخههاى بدلى، ساخته مىشود و اگر نسخههاى بدلى، دروغ است و توأم با خرافات و اساطير شده، بدان معنى نيست كه اصلش هم دروغ است. يك اصلى وجود دارد كه اينها همه خواستهاند بدل او باشند، ولى آن اصل، واقعيت دارد و او خواهد آمد و اين، رؤياى بردگان نيست كه در زنجير، آرزو كنند منجى برسد!! اين منجى واقعا هست و واقعا خواهد رسيد. مهدويّت اصولا جزئى از اركان خاتميّت و از ضمايم بعثت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و امرى حاشيهاى نيست كه اگر آن را از آموزههاى اسلامى حذف بكنيد، اسلام همچنان اسلام بماند. مهدى (عج) مىآيد تا كار نيمهتمام همه انبيا را تمام كند و ساختمانى كه آنها شروع به چيدن كردند و بالا آوردند، درواقع مهدى بايد آن را افتتاح كند و آن ساختمان روزى افتتاح خواهد شد.
مهدى (عج) و حكومت مهدى براساس استقرا و تاريخىگرى و ايدئولوژىهاى اتوپيايى و مدينه فاضلهسازىهاى بشرى نيست. او همان اصلى