مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ١٠٥
كسانىكه از سروكول يكديگر بالا مىرفتيد، به يكديگر دروغ مىگفتيد، خيانت مىكرديد، خون يكديگر را مىريختيد، همين است، بياييد و برداريد. نيز روايت دارد كه بخششهاى او بىسابقه است و در زمان او، زمين چنان محصول مىدهد كه قبلا نداده است و آسمان چنان ببارد كه قبلا نباريده است و گنجها و منابع زيرزمين خود را در اختيار مىگذارد و همه منابع استخراج مىشود.
روايت شده است كه هركس نزد مهدى آيد و بگويد: به من مالى بده! مهدى (عج) بىدرنگ بگويد: «بگير». او اموال را مساوى بين همه، تقسيم مىكند و به كسى امتياز نمىدهد.
در دوران حكومت او در سراسر زمين، انسان گرسنه و محتاج به زكات نمىماند. همه به آسايش مىرسند. در زمين، گياهان بسيار مىرويد. همهجا سبز است و زمين غيرسبز و نهر خشكشدهاى در زمين نمىماند. رسم جنگ، ستم، غارت، كينه و خونريزى برمىافتد. بعد از خونريزى اجتنابناپذيرى كه در انقلاب ايشان، صورت مىگيرد و قامت ظلم را درهم مىشكند و عدل را حاكم مىكند، آتش فتنهها و آشوبها سرد مىشود و سردرگمىهاى بشر به پايان مىرسد.
روايت است كه در تمام زمين، يك خرابه نمىماند مگر مهدى (عج) آباد كند.
ياران او سراسر جهان را فتح مىكنند و همهجا قدرت را در دست مىگيرند. همه كس و همهچيز، حتى درّندگان صحرا و مرغان دريا، مطيع آنان مىشود. هر قطعه زمين به قطعه ديگر افتخار مىكند كه ياران مهدى (عج) پا بر من گذاردند. ياران او دل پولاد دارند و هرتن به نيرو، چون چهل تن است. مصلح بزرگ، توحيد و انسانيت و عدالت را همهجا و بر همهچيز مىتاباند و قرآن و سنّت را زنده مىكند.