انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ٨٧
ايالت نژاد و اقوام و عشاير آبا و اجداد آن جناب در نهايت مسلمانى و ديندارى بودهاند و پايه مرتبه حكومت و امارت ايشان هميشه به تقويت اسلام و دفع و رفع ظلم و آثام استحكام يافته و فطرت اصلى آن جناب بر جاده اهل سنّت و جماعت و همّت او مجبول بر عادت حسنه و طاعت است. و آن قضيه مشايعت و مراجعت از طايفه ملاحده قزلباش و ترك ايالت دياربكر كه ملك آن جناب بود به طريق اضطرار واقع شده، چون به مقتضاى «انّ اللّه لا ينظر الى صوركم و اعمالكم بل ينظر الى قلوبكم و بالكم» بر رأى منير واضح است كه آن جناب به همان اعتقاد حق ثابت قدم است. از اين قدر گرفتارى آن جناب به آن قوم زنادقه و ملاحده، خللى به دين و ديانت او عايد نخواهد شد و صورت گرفتارى و اسيرى صحابه كبار به دست مشركان و كفار اين صورت را عذر خواه است. و اما دلاورى و مردانگى كمر بستگان دين مصطفوى و تابعان سيرت شجاعت مرتضوى و بختياران دينى و دنيوى را، اول امرى كه رعايت بايد نمود، رعايت ننگ و ناموس مردان است و حميّت و غيرت اسلامى در بعض قضاياى عرض و ناموس از سنن مردان دين است. حاليا چون نيّت همايون به اصلاح حال ممالك اسلام، خصوصا بلاد ايران زمين به استفتاح آن اقطار از دست تطاول ملحدان بىدين و قلع و قمع سرخيل شاه گمراه آن زنادقه كافرنژاد مصمّم و عزيمت توجه آن امصار مبرم شده، اين عنايتنامه به جانب او شرف اصدار يافت كه هر چند بعد بين و دورى مسافت از تلاحق طرفين معلوم است، اما منتظر و متوقّع از مسلمانى و ديندارى آن جناب آن است كه به هر چه اقتضاى وقت، مصلحت دينى و دنيوى آن ممالك باشد، مرعى داشته، خود را از زمره خواصّ خدّام و مخلصان اين درگاه اعتقاد نمايد. بيت:
|
هر كو مطيع و چاكر اين آستان شود |
بر منتهاى همّت خود كامران شود |
|
و به هر چه لايق اين خلوص عقيدت و صفاى نيت باشد، يوما فيوما به ظهور رساند، ان شاء الله العزيز. مقدمات لحوق و اتصال آن جناب به اين دولت عظمى مرتب و مهيّا گشته، او را[١] به مراتب عظمى و مطالب عليا در مساند دين و دنيا سرافراز خواهيم داشت و رتبه جاه و جلال او را به اضعاف مراتب آباء و اجداد بر آسمان تربيت و عزت خواهيم افراشت.
بعناية الله و توفيقه. تحريرا فى اواخر شهر صفر الخير سنه عشرين و تسعمائه.[٢]. انتهى.
روز دوشنبه كه ششم ماه ربيع الاول است، از ازنيق كوچ گرديده، شكاركنان بعد از چهار روز به نيكى شهر[٣] نزول اجلال فرمودند و بعد از يك روز اتراق در روز يازدهم، در پيشگاه
[١] - در اصل: اودّاء
[٢] - منشآت فريدون بيك، ج ١، صص ٣٨١- ٣٨٢؛ نوايى، شاه اسماعيل، صص ١٥١- ١٥٢
[٣] - شهرى است داراى دوازده هزار نفوس واقع در دوازده فرسخى بروسه. از آثار عتيقه مسجد جامعى است كه در قديم كليسا بوده، آثار مدينه اسلاميه از قبيل مساجد و مدارس بسيار است. در سال ١٣٠١ م- ٧٠١ ه از جانب عثمان بيگ غازى، مؤسس اساس سلطنت عثمانى فتح و بعد از تعمير و تجديد پاى تخت اتخاذ گرديد./ عارف.