انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ٢١٣
جانبردى غزالى مرحمت شد. حكمرانى و سردارى صعيد اعلى نيز كما فى السابق به امير علىّ بن عمر مفوّض و برادرش امير عمر نيز در قلعه موقوف گرديد. روز جمعه بيستم حضرت خداوندگار، نماز جمعه را در جامع الازهر ادا نمود و باز دست بذل و بخشش و انعام را گشوده، فقرا و محتاجين را غريق لجّه منّ و مسار فرمودند.
روز شنبه بيست و يكم حضرت خداوندگار عدو شكار، بالعزّ و الافتخار، به عزم جنگ تومانباى به رايت ظفر آيت عثمانى از مصر حركت داده، در منزل بركة الحبشة نزول اجلال فرمودند. چون يونس پاشا مريض بود، به همراهى كمال پاشازاده افندى قاضى عسكر آناطولى و دزدارزاده با مقدار كافى ساخلو در قلعه مصر ماندند و مقرر شد كه من بعد عقد ديوان نگرديده، امور دولتى را عند الاقتضا به توسط محمد پاشاى توقيعى عرض كرده، هر حكمى كه صادر مىشود، عمل نمايند. لشكر كه اين قرار را شنيد، اظهار بىرضايتى نمودند.
لهذا حكم محكمى شرف صدور يافت كه قرار مذكور موقت، نه به طور مؤبّد است. در همين روز، دستهاى از قشون به جانبردى غزالى داده، فرمودند رفته، اعراب باديهنشين را كه عصيان كرده بودند. بتازد. روز يكشنبه بيست و دوم توقف. شب بيست و سوم محمد پاشاى توقيعى از براى سركشى قراولان بيرون آمده، حسين بيگ حاكم منتشا و اويس بيگ سايااوغلى آلاىبيگى بيگ شهرى را خوابيده يافت. روز دوشنبه بيست و سوم، احوال خوابيدگان عرض گرديد. حكم شد در جلو سراپرده، به هر يكى از آنها صد چپ و راست زدند. در همين روز بيگلربيگىها سان لشكر ديده، اطلاع از مقدار موجود اردو به حضرت خداوندگار دادند.
روز سهشنبه بيست و چهارم خبر رسيد كه عربان عاصى در ريدانيه تحشّد نمودهاند.
حكم شد احمد آقاى اميرآخور، با دستهاى از قشون به دفع آنها برود و او نيز در شب بيست و پنجم به ايلغار متوجه ريدانيه شدند. روز چهارشنبه بيست و پنجم، معلوم شد كه سنان پاشا در معبر اعراب عاصى كمين گذارده، انبوهى از آنها را كشته و جمعى را به رود نيل ريخته و بعضى را هم اسير گرفته است. امروز محمد پاشاى توقيعى تمام لشكر حاضر ركاب ديوانى و قشون آناطولى و روم ايلى را سنان ديده، توانا و ناتوان را جدا كرد و مقدار موجود را فهميده روزنامه داده. روز پنجشنبه بيست و ششم ديوان شد. يك ثوب خفتان چاتمه و پانزده هزار آقجه- يعنى دويست و چهل و نه تومان- به جانبردى غزالى بيگ و بيست هزار اقجه- يعنى سيصد و سى و سه تومان- به خير بيگ نعل بها داده شد. بالى بيگ حاكم آيدين و جانبردى غزالى حاكم صوفيه و فرزند بزرگخان از براى تنكيل عصات عربان، به سمت خانك ارسال گرديد.
روز جمعه بيست و هفتم نماز جمعه را در اردو ادا نمودند. روز شنبه بيست و هشتم بىوقوعات توقف. روز يكشنبه بيست و نهم سنان پاشا محض تطيب خاطر يونس پاشا از براى فرزند امير خير الدّين در حضور حضرت خداوندگار بىجهت مايه گرفته، آدم مغرض و