انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ٢٤٨
فرستاده شد كه باز به حلب آمده، مشغول كارهاى خود شود. از روز يكشنبه هفتم تا روز دهم، قابل ثبت حادثهاى ظاهر نشد. روز چهارشنبه دهم گوسفندى زياد از براى قربانى لشكر و امرا و اعيان قسمت گرديد و حضرت خداوندگار- مد ظلّه- بعد از سلام عيد با امرا و اركان دولت مسجد جامع امويه را تشريف برده، نماز عيد را ادا نمودند. از اول عيد تا روز سيزدهم مردم مشغول به معايده بودند.
روز شنبه سيزدهم ديوان شد. عريضه خير پاشا مطالعه گرديد. از مفهومش معلوم شد كه حجّاج مسلمين از برّ و بحر آمنا و سالما وارد مكّه مكرّمه شدهاند و عريضهاى كه على بيگ شهسواراوغلى فرستاده بود، از نظر عالى گذشت. معلوم گشت كه از هر طرف اقدام به دفع شرّ چايانسلطان گرديده است. روز يكشنبه چهاردهم ديوان شد پيشكشهايى كه خبر پاشا فرمانفرماى مصر فرستاده بود، تقديم گرديد و امر شد كه چهارصد ينگىچرى و از خلق، دستهها را موسى آقاى رئيس علوفهچيان و قاسم كدخداى ينگىچريان به مصر رفته بياورند، و هزار نفر از لشكر آناطولى و هزار نفر از لشكر روم ايلى و ششصد نفر ينگىچرى در مصر مانده، باقى از لشكريان احدى را در آنجا نگذارد و خواه مريض، خواه فرارى، خواه متوارى، هر شخصى را كه به دست بياورند از مصر بيرون نمايند و اگر كسى از بيرون آمدن اظهار تعنّد و تمرّد نمايد، بكشند و صالح نامى به جانب اردوى شاه به جاسوسى فرستاده شد.
روز دوشنبه پانزدهم، نشانجى بيگ از براى جمع سيورسات و عوارض به ولايات قرامان و آناطولى و روم ايلى فرستاده شد و همين روز مشار اليه رو به مأموريت خود حركت نمود.
محمد چلبى وزير دفتر آناطولى مغضوب و معزول و محبوس و اموالش مهر گرديد. روز سهشنبه شانزدهم ديوان شد. كمال چلبى معروف به چوملكجىزاده كه مستوفى عربستان بود، وزير دفتر آناطولى و به جاى او نيز محمد چلبى قولاقسز مستوفى عربستان و به جاى او هم قاسمبيگ زهر مار مستوفى تيولداران نصب گرديد. از جانب اميرالامراى دياربكر و امير سيد بيگ حاكم سويدان چاپاران عريضه به دربار آوردند. از مطالعه آنها مفهوم شد كه امير سيد بيگ چايانسلطان را جنك كنان از مملكت خود، سه چهار منزل رانده و بيرون كرده است و مقهور مذكور- چايانسلطان- نيز التون كوپرى را عبور كرده، در محل التصاق دو راه اردو زده است و شاه نيز به قره باغ رفته است. در مقابل اين خدمت فاخره، يك ثوب شيب فرنگى به سيّد بيگ خلعت فرستاده شد.
از روز چهارشنبه هفدهم تا روز بيستم وقوعاتى كه قابل ثبت باشد، به ظهور نرسيد. روز شنبه بيستم حكم شد كه سلحداران با جمعى همقطاران رفته، از براى پل بندى بر فرات كشتىها بسازند. يكشنبه بيست و يكم تعطيل. دوشنبه بيست و دوم ديوان شد. على چلبى كه چاپارى به دياربكر رفته بود آمد، و يك نفر قورچى از قزلباشان دل آورد و از استجوابش مفهوم شد كه چايانسلطان بغداد رفته و شاه نيز در قرهباغ مشغول به بخت سياه خويش بوده