انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ١٥٠
ايلچى نيز به قلعه كليبولى و قلاع ديگر ارسال گرديد. حكومت عربگير به احمد چاوش داده شد. يكيت احمداوغلى در جاى پدرش كدخداى غريب يكيدها نصب گرديد. حكومت بولى را به محمد بيگ حاكم سابق لارنده دادند.
روز ششم حضرت خداوندگار به شكار تشريف برده؛ و روز دوازدهم از شكار عودت فرمودند. پاشايان از ديوان بيرون رفتند؛ اما شرفياب حضور نشدند. بعد از آن كه پاشايان از ديوان بيرون رفتند، حضرت خداوندگار، كوچك احمد چاوش را كه عازم دياربكر بود، احضار كرده، فرامين تيول و مستمرّى و انعام را از دست او پس گرفتند و منشى حضور و رئيس الكتاب را احضار و مقرّر فرمودند كه بيست و دو طغرا فرمان تيول و هفت طغرا فرمان استمالت و انعام و يك فرمان بيگلربيگى بىاسم نوشته تا صبح حاضر كنند. رئيس خزانه از خزانه عامره، سى طغرا كاغذ سلطانى بيرون آورده، به اطلاق منشى حضور رفت. قبل از عشا فرمانها تمام شد و به ما بين[١] برده خواستند كه تقديم نمايند. فرمان شد كه صبح به صحّه برسانند. روز سيزدهم كه ديوان رفتند، داروغه ديوان از رئيس الكتاب فرمانها را خواست و گرفته به قاپوچىباشى تسليم نمود. قاپوجىباشى، بعد از تقديم فرامين به ديوان آمده گفت كه، حكم شد امروز ديوان عام نشود. بنابراين قاضى عسكرها از ديوان برخاسته، متوجه منازل خود گرديدند. بعد حضرت خداوندگار ديوان خاص كرده، وزرا شرفياب شدند. بعد از مشورت احكام به محمد بيگ بيگلربيگى دياربكر و مولانا ادريس بدليسى نوشته و تقديم حضور كردند، پسنديده آمد.
و احمد چاوش كوچك احضار به حضور همايون گرديده، يك قبضه شمشير غلاف طلا و يك توپ قرمز و يك توپ سفيد زرى يزد و يك بطانه سمور از براى مولانا ادريس، دو مربع طلاكوب و يك قبضه شمشير غلاف طلا و دو هزار فلورى طلا- يعنى سه هزار و ششصد تومان- انعام و ده طغرا فرمان تيول بىاسم از براى محمد بيگ بيگلربيگى و پنج قبضه شمشير نيز از براى ساير امرا دادند كه برده به اصحابش تسليم نمايد. و در شب روز چهاردهم، به پيرى پاشا حكم شد كه جوابنامه به امراى اعراب و خير بيگ بنگارند. بعده، كدخداى بوابان احمد پاشاى بيگلربيگى روم و قرهجه پاشاى حاكم قير شهرى و سليمان بيگ حاكم قيصريه و فائق بيگ حاكم سيواس كه پيش از اينها از براى جنگ به اردوى دياربكر روانه گرديده بودند. به تقصير آنكه بدون اجازه از اردوى مذكور بيرون شده، متوجه طرف حكومتشان گشته بودند، همه معزول از حكومت شدند و بهرام آقاى باشى علوفهچيان مأمور گرديد كه آنها را به قيد بند و به دربار دولت بياورد.
عريشه بيگ نامى از امراى شاه اسماعيل كه متنكرا داخل دياربكر شده، استمالتنامهاى
[١] - ما بين به معناى خلوت.