انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ١٨٧
و احوال كشتىها مذكور شده، معلوم عالى است كه در جانب دريا، غزا و جهاد جنابعالى ما با كفار خاكسار هميشه بوده و داير است؛ لهذا از براى حفظ دريا در جميع زمان، كشتىهاى ما حاضر و مهيّاست. در اين حالت منافى محبّت چيزى واقع نشده است. اميد است كه من بعد نيز وضعى كه باعث برودت خواهد بود از جانبين صادر نگردد.
از توارد رسايل مودّت و تردد رسل ذوى الاحترام خالى نموده نشود تا كه ساعة فساعة، قواعد وفاق و مصادقت مستحكم شده، يوما فيوما، بنياد وداد مرصوص گردد.
*** بعد از رفتن سفير مصر، جاسوسهاى سلطانى آمده، اطلاع دادند كه سلطان مصر با توپ و توپخانه و پنجاه هزار سوار جرّار چركس و عرب معروف به جندى دو منزل يكى كرده، به عزم استقبال و جنگ به سمت اردوى ما مىآيند. بنابراين، در روز مذكور كه دوشنبه پنجم ماه رجب بود، عقد مجلس مشورت عمومى گرديده، امراء روم ايلى و آناطولى و قرامان حاضر شده، مصالحت كردند. چون مىدانستند كه اگر به عزم جنگ شاه اسماعيل متوجه ايران شوند، سلطان مصر خط رجعت آنها را بريده عرصه را به آنها تنگ خواهد كرد. مجبور به اين شدند كه اول رفع شرّ سلطان را نموده بعد متوجه ايران شوند؛ و از براى اينكه موقع توقف اردو مساعد حركات عسكريه نبود، قرار به اين گذاشتند كه به اردو حركت داده، موقعى كه مساعد حركات عسكريه باشد، به دست بياورند. روز سهشنبه ششم در صمانلويورت منزل گزيدند. بعضى از جنديان مصر گريخته در اين منزل التجا به اردوى ما نمودند.
روز چهارشنبه هفتم، در شاملو يورتى و روز پنجشنبه هشتم نيز در زليخا يورتى منزل نمودند. روز جمعه نهم كه لازم بود در صوبادره منزل كنند، نكرده دو منزل را طى نموده، در سوركه منزل كردند. در اين منزل به حركات سفريه اردو نظم داده موافق فن سوق الجيش، لشكر و توپها را مهياى جنگ و بنه و آغروق را از عقب اردو به راه انداختند.
روز شنبه دهم اردوى همايون، از توجاندره كه بسيار دراز و صعب است، به هزار صعوبت و مشقت عبور نمود، و در قرب كاروانسراى خرابه واقع در دهنه دره مذكور منزل كرد. در اين منزل، محمود بيگ از پسران رمضاناوغلى از اردوى مصريان گريخته به اردوى ما آمد و به حضرت سلطان عرض كرد كه سلطان مصر چند نفر فدايى از براى قصد وجود شريف معين كرده و آنها هم اين فعل مكروه مخنثانه را قبول نموده، مىآيند. فردا ملحق به اردوى همايون خواهند شد. چون اين حركات مخنثانه سلطان تا قيامت باعث بدنامى است، قبول نكرده از براى اخبار آمدم و تمنّا هم از احدى ندارم. حضرت خداوندگار اين حرفها را كه از آن دلير شنيد، بعد از اظهار خشنودى فرمودند كه «هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي»[١] خداى تعالى
[١] - نمل، ٤٠