انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ٢٣٣
اما سلاطين چراكسه مصر، نه تن و مدت سلطنت آنها نيز يكصد و سى و هشت سال است كه اسامى و تاريخ جلوس آنها هم در جدول ذيل محرر و مرقوم است.[١]
سلاطين چراكسه/ سالهاى سلطنت
ملك ظاهر برقوق/ ٧٨٣/ ١٣٨٢
ملك ناصر فرج بن ملك طاهر/ ٨٠١/ ١٣٩٨
ملك منصور بن عبد العزيز/ ٨٠٨/ ١٤٠٥
ملك اشرف[٢] سيف الدين برسباى/ ٨٤١/ ١٤٣٧
ملك منصور بن عبد العزيز/ ٨٠٨/ ١٤٠٥
ظاهر سيف الدين چقماق/ ٨٤٢- ٨٥٧
ملك اشرف قايتباى/ ٨٧٢- ٩٠١
ملك ناصر الدين محمد/ ٩٠١- ٩٠٤
ملك اشرف قانصو غورى/ ٩٠٦- ٩٢٢
ملك تومانباى/ ٩٢٢- ٩٢٢[٣]
و اين هيئت سلطنت نيز چنانچه در متن معروض افتاد، به قتل تومانباى و امرا بل ملّت حاكمه، منقرض و مستأصل گشتند و خطّه مصريه و شامات و حجاز و ساير ممالك اين دولت به حيطه تصرّف دولت عثمانى در آمد؛ و در حقيقت باعث انقراض اين دولت، خطاى سلطان اشرف قانصو غورى در سياسيات بود و شكى نيست كه اگر سلطان مشار اليه ممانعت به حركات عسكريه سلطان سليم نمىكرد، به اين زودى عثمانيان قيام به استيلاى خطّه مصريه نمىنمودند.
برويم به سر مطلب: روز سهشنبه بيست و دوم، حضرت خداوندگار بالسعادة و الاقبال، به جزيرة ام القياس تشريف بردند. خواجه افندى و چلبى افندى- خليفه عباسى- و ساير خواص، با اصحاب طرب در ركاب بودند و در آنجا مجلس عيش برپا گرديد. در همين روز محمد پاشا از وزرا و نور الدين افندى زيركزاده قاضى عسكر روم ايلى شروع به اخراج بلد بعض مقصّرين و اشخاص را نمودند كه ماندن آنها در مصر باعث فساد مىشد.
چهارشنبه بيست و سوم بىوقوعات. پنجشنبه بيست و چهارم شادى بيگ كور كه از براى ايقاع فساد در خارج گريخته بود، گرفته، آوردند. شب جمعه آتشبازها آمده، در جلو سراپرده، انواع هنر نشان دادند. از جمعه بيست و پنجم تا سهشنبه بيست و نهم، لشكر ظفر
[١] - بر اساس جدولى كه زامباور در« نسب خلفا و شهرياران، ص ١٦٣- ١٦٤» به دست داده است، جمعا ٢٥ نفر از سلاطين چراكسه حكومت كردند. در اينجا، تنها فهرست خود مؤلف را مىآوريم.
[٢] - پيش از وى چندين نفر ديگر هم سلطنت كردند.
[٣] - در ذىحجه اين سال، به دست سليم كشته شد.