انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ٥٥
و اعتقاد و سمت محبّت و اعتضاد اهالى ممالك عالم، خصوصا اهل ديار روم ثابت و محقّق است و همواره از آنجا ارباب طلب و سلوك متوجه اين خاندان هدايت آشيان و حظاير مقدسه مشايخ جنّت مكان- قدّس الله تعالى ارواحهم- مىشدهاند و هركس به قدر قابليّت فطرت خود، به مقصود معنوى و مطلوب اخروى فايز مىگشتهاند؛ اما در بعض اوقات، بعض فترات كه در طريق توجه ايشان واقع بود، ملوك و حكام اطراف و بلاد متعرّض احوال ايشان مىشدهاند؛ چون طريقه عدالت افضال خدام حضرت خلافت پناهى جميع اهل اسلام خصوصا سالكان مسالك طريقت و مالكان ممالك حقيقت را شامل مىباشد، متوقّع و مسئول كه مريدان و معتقدان اين خاندان را كه داعيه توجّه زيارت اين دودمان باشد، مجاز فرمايند. ملوك و حكّام اقطار و مستحفظان حدود و امصار را فرمان كه مطلقا مانع آن گروه نگردند كه هركس كه متوجه اينجانب گشته، به مطلوب اخروى فايز گشته، موجب كثرت دعوات و مستوجب مزيد جاه و جلال و مستلزم تضاعف رزانت خلافت و افضال شود. ان شاء اللّه تعالى.
چون غرض كلى عرض و اخلاص و دعاگويى بود، بر دعا اختصار و اقتصار لازم نمود. به جهت عرض و دعا عمدة الطالبين محمد به صوب ملازمت درگاه جهانپناه فرستاده، همواره جنابعالى ملاذ ارباب آمال و مآل اهل حشمت و اقبال باد. بمحمد و آله الامجاد. انتهى[١]
*** جواب سلطان با يزيد خان به شاه اسماعيل
جناب سلطنت مآب، حكومت نصاب، شوكت قباب، سعادت اياب، سيادت انتساب، مبارز السلطنة و الحكومة و العزّ و الاقبال، شاه اسماعيل- اسّس اللّه بنيان عدله و افضاله الى يوم الدين- تحيّات صافيات شاهانه و تسليمات وافيه پادشاهانه كه از محض محبّت و صفاى طويّت ابلاغ و ارسال مىگردد، با قوافل مسبّحان اسحار و رواحل موردان ليل و نهار متحف و مهدى داشته، توجه خاطر همايون به جانب سعادت مقرونش منعطف و مصروف دانند و همواره از پرسش احوال خيرمآلش مستخبر و ملتفت شمارند. و چون درين ولا، نامه مشحون به دعا و ختامه مقرون به ثنا از رجا و نجاى ارمآسا اصدار نموده بودند، در ايمن اوقات و اسعد ساعات شرف نزول يافت و آنچه در مطاوى بلاغت آثارش منعطف و مندرج كرده، باجماله بل من اوّله الى آخره، محقق گشته، موجب افزونى محبّت واقع شد و التماس كه در باب عدم منع متوجّهان آن صوب صوابنما رفته بود، تفحّص فرمود؛ چنان وضوح يافت كه اكثر رعاياى غزاة [مجاهدين] به بهانه زيارت ترك اين سرزمين كرده، طريق عطالت مسلوك مىداشتهاند و از اين جهت، نقصان كلى به محصول سپاهى رو مىنموده و هرگاه يكى از
[١] - منشآت فريدون بيگ، ج ١، ص ٣٤٥؛ نوايى، شاه اسماعيل، صص ٥٥- ٥٦