انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ٢٨٥
اسلاميه را به مرتبهاى كه در زمان خلافت عمر بن عبد العزيز بود رسانيدن، و ممالك اسلاميه را از هر جهت آسوده و معمور و دشمنان اسلام را دليل و مقهور ساختن است و بس. اما افسوس دارم كه دو مانع قوى در دو نقطه معتناى عالم اسلاميت ظاهر شده، جهلاى امّت را منع از دخول دائره نجات اتحاد كرده و مىكنند. يكى از آن دو مانع شاه اسماعيل است كه در ايران مذهب شيعى را شايع و آن ديگرى شرف الدين است كه در جزيرة العرب به خصوص در خطّه يمانيه مذهب زيديه را داير ساخته، تخم نفاق و افتراق را در مزارع مختلف الطبائع اسلام كاشتند و باعث فساد عظيم شدند. چون با بودن اين دو مذهب، اتفاق ملت اسلام عديم الامكان و نيز بىاتفاق، نگاهدارى دين اسلام از آسيب دشمنان ممتنع و مستحيل، پس بر تمامى اهل سنّت فرض عين و عين دين است كه شجره مقدّسه مصطفوى را از اين كرمهاى مخرّب رهانيده، آن همايون درخت را، سالم از عوارض و علل داخلى تازه و خرّم نگاه دارند.
صاحب حقيقة التواريخ بعد از بيان اين فقره مىنگارد كه، در وصيّتنامه سلطان سليم، مسطور بود كه اى فرزند من! وصيّت مىكنم به تو و به اولاد تو كه بعد از تأديب و تنكيل دول فرنگ كه با ما همجوارند، رود طونه و درياى ونديك را از براى ممالك روم ايلى و بوسنه و خرواتستان حدود سدّ قرار داده، قدمى پيشتر از اين به خاك فرنگ نگذاريد؛ زيرا جز تضييع وقت و كسر قوّت و قدرت، فايدتى از براى دولت اسلام ندارد! جد و جهد كنيد وسايلى استحضار نماييد كه در مملكت روم ايلى، نفوس اسلام روز به روز بيفزايد و از نفوس ملل غير مسلمه آن بلاد، رو به نقصانى گذارده، به تدريج وجود نصرانيت از آن خاك معدوم شود.
جزاير باقىمانده درياى سفيد را البته از دست فرنگىها گرفته، آنها را از خليج ستبه بيرون كنيد. من زحمتها كشيده تا سرحد طرابلس غرب شامات و خطّه مصريه را فتح كرده، راه فتح و ظفر را از براى فتح طرابلس غرب و تونس و الجزائر و فاس- مراكش- مفتوح و بىمانع نمودم! لازم است كه اين ممالك را به هر تدبيرى باشد، از دست متغلبين اعراب بىشعور گرفته، به آن خليج سبته سواحل شماليه بحر سفيد منحصر به اين طرف نماييد؛ از مشرق و جنوب شرقى آناطولى نيز به زودى باقىمانده ارمنستان و كردستان و عراق عرب را از تسلط قزلباشان رهانيده، در قورنه، كشتىسازخانهاى ساخته، كشتىهاى بحرى و نهرى زياد حاضر كرده، با كشتىهاى مصر سواحل شرقيه و جنوبيه و غربيه خطّه يمانيه و سواحل جنوبيه ايران را تا به سواحل هند از بحر احمر و بحر عمان تاخته، از دست دشمن بگيريد. و رود دن كه از شمال جارى شده، از دشت قپچاق عبور كرده، به درياى آزاق- آزوق- مىريزد، با رود ولگا كه از شمال رو به جنوب جارى و به درياى خزر منصب مىشود، به واسطه يك خليج اتصال پذيرد و قابل سير سفاين است. البته خواتين قريم را وابداريد كه اقدام به وصل اين دو رودخانه نمايند؛ زيرا اين فقره كه صورت بگيرد، به سهولت كشتىها از درياى سياه به درياس آزاق و رود دن و خليج و رود ولگا به درياى خزر عبور كرده، به آسانى ممالك واقعه