انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ٢٦٢
خراب كرده متوجه هرات گرديد.[١]
وقايع سال نهصد و بيست و شش هجرى [- ١٥١٩ م]
حضرت خداوندگار در اين سال به نيّت غزا با كفار ردوس فرمود كشتىهاى كوه پيكر و توپهاى اژدر منظر تهيّه و تدارك كرده و ساير مهمات حربيّه و لوازم سفريّه، ادّخار انبار نموده و از عرب پاروزنان از براى كشتىها احضار فرمودند، بيت:
|
گلوب جمع اولدى اعراب و گوركجى |
ردوسى گور نه بگلر ايمدى بكجى |
|
|
يراغ اسبابى چون اولدى مكمّل |
سفر تدبيرى گور اولدى مبدّل |
|
|
مگر دوشدى سفر بر اوزگه ملكه |
كه دستور اولدى بنيه اهل فلكه |
|
|
دگلدر اول غزا اگا ميسّر |
سليمانك زمانى در مقرّر |
|
|
نصب اهلينه ايدر ايراگر گيج |
نصيبين كيمسه يميز كيمسهنگ هيچ |
|
[اقدام شاه سليم براى جنگ با ايران و مرگ ناگهانى او]
چون در اين هنگام از غالب بلاد عراق و آذربايجان و كردستان عرايض بىحدّ و بىپايان، به دربار سلطان سليم خان فرستاده، و شكايت كرده بودند كه شاه اسماعيل و قزلباشان، درجه تعديات را به جايى رسانيدند كه احدى از رعيّت اطمينانى از مال و عرض و جان ندارد؛ حتى اولاد ذكور و اناث احدى از آحاد قدرى كه صاحب حسن باشد، آلت اطفاء آتش شهوت قزلباشان مىكردند؛[٢] بنابراين عقد ديوان فوقالعاده و با موالى عظام و صلحا فخام و ساير اركان سلطنت و اعيان دولت مشورت گرديد. عموم هيئت ديوان، اتمام امر شاه اسماعيل را عقلا و نقلا و عرفا و شرعا، از فتح قلعه منيعه ردوس اهم و اقدام دانسته، فتوى دادند. حضرت خداوندگار نيز بالضروره از آن عزم و نيّت كه فى الحقيقة در آن هنگام موافق منفعت دولت نبود، فراغت فرموده، لا جرم به همان اضطراب، باز متوجه دار الخلافه ادرنه شده، مشغول به تدارك لوازم سفريه و مهمّات حربيه شدند، و روز بيست و يكم شعبان المعظم سال نهصد و بيست و شش هجرت [٩٢٦] حضرت فخر رسالت، بيت:
|
بيوردى چيقدى روى دشته اطاق |
صالوب الدن سرير و صفّه و طاق |
|
|
ايدوب سير اينمدين شهره محله |
قونه كوچه ايرشدى شول محله |
|
|
كه ايتمشدى پدر بر له قتالى |
براى تاج و تخت ايدوب جدالى |
|
از اسلامبول كوچ كرده، رو به ادرنه به راه افتاده، در اين هنگام فيما بين دو كتف او مايل به
[١] - احسن التواريخ، ص ٢٢٠
[٢] - درستى و نادرستى اين اخبار و اطلاعات روشن نيست؛ چرا كه دشمنى عثمانيان با صفويان مسلم است، و طبيعى است كه چنين اخبار نادرستى ساخته شود.