انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ٢٣٢
شامات و بغداد و عراق و دياربكر و موصل و آسياى كوچك اظهار تابعيت به اين سلطنت نمودند.
١٣٤٠/ ٧٤١/ الملك المنصور سيف الدين ابو بكر بن ناصر/ قوصون ناصرى اين را خلع كرده و او در قوص كشتند.
١٣٤١/ ٧٤٢/ الملك الاشرف علاء الدين كوچك/ ملك ناصر حاكم قوص را در عوض خون برادر كشت و اشرف را نيز از سلطنت خلع كرد.
١٣٤١/ ٧٤٢/ الملك الناصر شهاب الدين احمد بن ناصر/ لشكر شام شوريده اين را از سلطنت خلع كرده برادرش را سلطان كردند.
١٣٤٣/ ٧٤٣/ الملك الصالح عماد الدين اسماعيل/ اين سلطان بن غائله وفات يافت و برادرش در جايش جلوس كرد.
١٣٤٥/ ٧٤٦/ الملك الكامل زين الدين شعبان بن ناصر/ امرياى مصر و شام اتفاق كرده او را خلع و برادرش را نصب كردند.
١٣٤٦/ ٧٤٧/ الملك المظفر زين الدين امير حاج غضنفر/ امرا جمع شده اين بيچاره را كشتند و در جايش برادرش را نصب كردند.
١٣٤٧/ ٧٤٨/ الملك الناصر ناصر الدين حسن/ امرا اين را هم خلع كرده برادرش صالح را به سلطنت برداشتند.
١٣٥١/ ٧٥٢/ الملك الصالح جلال الدين بن ناصر/ به اجل موعود فوت كرد.
١٣٥٤/ ٧٥٥/ الملك الناصر ناصر الدين حسن/ از مناره مدرسه خود افتاده هلاك شد.
١٣٦٠/ ٧٦٢/ الملك المنصور محمد/ اين سلطان را هم خلع كردند
١٣٦٣/ ٧٦٢/ الملك الاشرف شعبان بن حسين/ امرا جمع شده اين پادشاه را كشتند.
١٣٧٦/ ٧٧٨/ الملك المنصور علىّ بن اشرف/ امراى چراكسه اين پادشاه را كشتند.
١٣٨١/ ٧٨٣/ الملك الصالح الاشرف حاجى بن اشرف/ غلامان چراكسه اين پادشاه را با امراى تركان كشته تلافى نمكبهحرامى را كه آنها در حق سلاطين ايوبيه كرده بودند، درآوردند. بلى هر شخصى كه خيانت به ولىنعمت كند، شكى نيست كه پاداش كيفر آن خيانت را به دست ديگرى خواهد ديد. اگر شخص خائن در اين عالم نبيند، اولاد و احفادش جزاى پدر يا جد را خواهند كشيد.