انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ٢٢٦
«مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً»[١] هويدا و آشكار شد و تمامى ممالك حجاز و حرمين شريفين، تا اقصاى سواكن و جازان و كاليكوت و يمن و ديار مصر تا به حدود حبشه و زنگبار و منتهاى مغرب، ملحق ممالك شام، در تصرف خدام عاليمقام و مأمور احكام بندگان بهرام انتقام گشت و جهت شكرانه اين نعمت عظمى كه مقدمات توجه تقويت اسلام و داعيه دفع ظلم و الحاد و آثام از ممالك ايران زمين فرموده بوديم، مجددا عنان عزيمت عالىنهمت به آيين اسكندرى، بصوب ديار عجم مصمم و مبرم شده، حكم محكم همايون نافذ شد كه جهت تواصل و تداخل ممالك عرب به عجم و تلاحق بلاد مشرق و مغرب به نجوم فرخنده رسوم روم بر شط فرات در قلعه بيره حيرى و قنطرهاى چون فكر متين دانايان روى زمين، ترتيب نمايند و جميع عساكر ممالك روم كه در اين اوقات در مهاد رفاهيت و استراحت بودهاند، با جملگى سپاه اعراب و اتراك و اكراد به معسكر همايون پيوسته تواند. چون بعون الله تعالى در مدت چهار ماه، هشت معركه قتال و فتوح مواكب اجلال روى نموده بود و تبشير نمودن اولياى دولت و اصدقاى حضرت، لازم نمود، اين حكم همايون نافذ شد.
ان شاء الله الاعزّ الاكرام- جل سلطانه و بهر برهانه- چون به واسطه قدوة الاماثل الكرام- زيد قدره- [به آن صوب صداقت انتما واصل گردد][٢] رسيد، مراسم شكر و ثنا به جا آورده، انواع بشارتها و اصناف مسرّتها نمايند و اين فتحنامه همايون را به رغم عدوى بدكيش بدانديش، در محافل و مجامع و منابر جوامع، على رءوس الاشهاد بخوانند و در اوقات مستطابه و ساعات مستجابه، به دعاى دوام دولت قاهره و ثناى ثبات سلطنت باهره ما را مواظبت كنند.
بعد ما: بر ضمير منير و خاطر آفتاب تنوير، لايح و واضح است كه صورت اختصاص محبّت جبلّى و اخلاص مودّت [موروثى] اصلى به اين خاندان خلافت عليا، از آن جانب بر جميع ملوك سلاطين عجم رجحان دارد. و توجه همّت همايون و عزيمت نيّت مكنون به آن مصروف است كه جميع روابط مناسبات كلّيه و ضوابط موالات و مضافات عليّه، يوما فيوما، متضاعف و متألّف شود. و بر اهل بصيرت پوشيده نيست كه عزايم سلطانى كه به اعلاى اعلام دين مسلمانى، در هر ممالك ايرانى تصميم يافته و همم عليّه كه به دفع و رفع زنادقه و ملاحده زمان و قلع بنياد ظلم و فساد شاه گمراه ايشان، به حكم پذيرفته، هر چند كه جهت صلاح عالميان است و موجب نشر بساط امانى، اما فى الحقيقة، مقصود كلى نشأت ظهور انتقام آن اقوام ضلالت مقام است از شنايع احوال و وقايع بىمآل كه نسبت به تمامى ملوك عجم خصوصا خاندان قديم و دودمان كريم آن جناب ظاهر شده است؛ و آن جناب، اقدم جماهير ملوك و حكامند و ديندارترين دارايان آن ممالك و اسلام؛ هرآينه سزاوار به رتبت
[١] - نوح، ٢٦
[٢] - در متن نوايى نيامده.