انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام - اسپناقچى پاشازاده، محمدعارف - الصفحة ١٤٤
تاريخ عثمانى هم سبب استيلاى دياربكر را از قرار ذيل ضبط كرده است: آنگاه كه قره خان حاكم دياربكر شد، بناى ظلم و تعدى را در زمين اهالى نهاد و هر روز بهانهاى به دست آورده سنّيان اين شهر را شكنجه و تعذيب و مصادره و قتل مىنمود. اهالى به ستوه آمده، سه نفر از اعيان علما به تبريز فرستاده، از بدرفتارى حاكم شاكى شدند. محض اينكه اهالى سنى بودند، شكايت آنها به گوش اصغا نرسيد. بار ديگر عموم اهالى عريضه به شاه اسماعيل نوشته، اظهار داشتند كه اگر تسلط قراخان را دربار حضرت شاهى از سر ما مرفوع نسازد، ما مجبور به هجرت شده دست از مال و منال و ملك خواهيم كشيد.
بنابراين، امناى دربار شاهى بعد از مشاوره فهميدند كه اگر اعتنا به شكايت اهالى نكنند، خودشان را با عثمانيان مع ساخته، باعث استيلاى مملكت دياربكر خواهند شد. لهذا مقرر گرديد كه امور اداره شرعيه و عرفيه اين مملكت را قرهخان محوّل به احمد چلبى قاضى و شاه حسين آقاى كدخداى اين بلده سپرده، خود او در ماردين بماند و اين حكم هم به موقع اجرا گذارده شد.
اما طمع قرهخان نگذاشت كه اين قرار و اداره پايدار بماند؛ زيرا هر روز بهانهاى به دست آورده قاضى و كدخدا را معاتب و مقصر نموده، مبالغ گزاف از اينها مىخواست و از اهالى، هر كه از براى كارى به ماردين مىرفت، انواع تعديات از گماشتگان حكومت مىديد.
اهالى و اعيان ديدند كه نمىتوانند در تحت حكومت صفويه آسوده زندگى نمايند، عريضه به دربار همايون فرستاده يارى طلبيدند.
بنابراين، اعلى حضرت خداوندگار حكمى به محمد پاشاى سردار شرق نوشته او را مأمور به ضبط و استيلاى دياربكر[١] فرمود و پاشاى مشار اليه نيز لشكر كشيده بدون ممانعت شهر را ضبط و تحكيم نمود. انتهى
روز پانزدهم ديوان شد. اما حضرت خداوندگار به شكار سوار شدند و هرسكزاده هم در ركاب بود. حكم شد يك دستگاه كالسكه گاوى و بيست هزار آقچه- يعنى سيصد و سى و دو تومان- به افندى انعاما بدهند و يك دستگاه كالسكه اسبى و نه نفر خواجهسرا و يك دسته
[١] - در آسياى عثمانى شهرى است بسيار معمور واقعه در ساحل غربى رود دجله بر بالاى يك تپه، اطراف اين شهر را بسيار مرتفع و متين و از سنگ سياه مصنوع يك حصار كه داراى هفتاد و دو برج است، محيط است. اين قلعه را رومانيان ساخته و حكم داران اسلام نيز هميشه بر حصانتش افزودهاند. جوامع و مساجد عاليه به خصوص جامع كبير و جامع خسرو پاشا و غيره از آثار نفيسه است. اين شهر مسكن پنجاه هزار نفس و غالب نفوس اسلام است. انواع اقمشه صوفيه و قطنيه و حريريه نسج كرده تا در فرنگ مىفروشند. شيرينىسازى و شربتپزى و ظروف و اوانى بسيار ظريف نقره و مس به حق مخصوص اين شهر است. ولايت دياربكر كه آمد هم معروف است، داراى چهارصد هزار نفس و محل زراعت و تجارت است. مريضخانه و سربازخانه دار الفنون اصلاحخانه و ساير ابنيه نافعه دولتى و ملتى نيز كما يليق موجود است. انتهى.