در مكتب اهل بيت - معاونت امور فرهنگى مجمع جهاني اهل بيت - الصفحة ٣٩ - دليل دوم

در استحباب روزه دارد، نه وجوب كه منافى با ترك است و چون مى دانيم روزه واجب است، ناگريز عبارت فوق را حمل مى كنيم بر رجحان و استحباب روزه براى كسانى كه از ناحيه شرع مجاز در ترك آنند؛ مانند مريض و مسافر كه مى گوييم: روزه اى كه بر همه واجب است، بر مريض و مسافر مستحب است و بهتر آن است كه آنها نيز روزه را بر افطار ترجيح دهند و در عين حال قضاى آن را هم بگيرند.

امّا اين تفسير، به خاطر اشكالاتى كه بر آن وارد است، صحيح نيست:

اشكال اوّل اين كه: دليلى بر طبق آن نيست.

اشكال دوّم اين كه: دو جمله: فَمَن كَانَ مِنكُم ... و وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُم ... از نظر مخاطب و مغايب بودن، با هم متفاوت هستند.

اشكال سوّم اين كه: جمله اوّلى به خوبى دلالت دارد بر اين كه مريض و مسافر در گرفتن و نگرفتن روزه مختارند، نه اين كه روزه گرفتن رجحان داشته باشد بلكه جمله بعدى اش كه مى فرمايد: فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ مشخّص مى كند كه بايد قضاى آن روزه ها را در روزهاى بعد گرفت.

اشكال چهارم اين كه: اگر جمله اوّلى‌ فَمَن كَانَ مِنكُم ... در صدد بيان ترخيص روزه براى مسافر و مريض باشد و بگويد: گرفتن و نگرفتن روزه براى معذورين يكسان است، البتّه جا داشت كه در