پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٤ - بخش نخست بعثت خجسته و آثار خارق العادهاش
٦. وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً؛[١]
پيش از آنكه وحى قرآن بر تو تمام شود، در تلاوت آن شتاب مكن و بگو:
پروردگارا! دانش مرا افزون فرما.
٧. وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي؛[٢]
«و اگر هدايت يابم به وسيله آنچه پروردگارم به من وحى مىكند، هدايت مىيابم.
٨. قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي؛[٣]
بگو: اين راه من است! من و پيروانم با بصيرت كامل همه مردم را به سوى خدا دعوت مىكنم.
اگر به آنچه در اين آيات مبارك قرآنى وارد شده پىبرديد، مىتوانيد با مراجعه به منابع حديثى و تاريخى بر محكمات و متشابهات آنها آگاهى يابيد.
احمد حنبل از عبد الرزاق و او از معمر و او از زهرى، از عروه نقل كرده كه عايشه گفت: «نخستين چيزى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم از وحى دريافت كرد، رؤياى صحيح بود. وى هر رؤيايى را مىديد، مانند سپيده صبح برايش تعبير مىشد و سپس خلوت مىگزيد و در غار حرا به خلوت مىنشست و در آن، خدا را پرستش مىكرد. سپس نزد خديجه برمىگشت و ديگربار از رؤياى راست توشه برمىگرفت، تا اينكه در غار حرا، فرمان خدا را دريافت نمود.»
در اين قسمت ازاينروايت مطلب شگفتى، جز عدم حضور عايشه در آغاز وحى وجود ندارد و اين عبارت، روشن نمىكند كه عايشه از چه كسى
[١] . طه، آيه ١١٤.
[٢] . سبأ/ ٥٠.
[٣] . يوسف/ ١٠٨.