پيشوايان هدايت - حكيم، سيد منذر؛ مترجم عباس جلالي - الصفحة ١٠٦ - بخش نخست بعثت خجسته و آثار خارق العادهاش
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم از ناحيه پروردگارش دليل روشن داشت. پيامبران كانون هدايت مردمند و دلايل روشنى در اختيار دارند ولى مردم از چنين موهبتى برخوردار نيستند. اما اين گزارش عايشه اشاره دارد كه ورقه، به رسالت پيامبر پىبرد و در او ايجاد آرامش كرد!
اينگونه سخنان راه را جهت عيبجويى اهل كتاب در مورد رسالت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و اله و سلم بازكرد و گفتند: طبق اين روايات، پيامبر شما به فرستاده شدن خود از نزد خدا مطمئن نبوده بلكه ورقه مسيحى به او چنين اطمينانى داده است؛ و برخى با استناد به همين گفته كه در كتب حديث آمده و تاريخنگاران آن را منتشر ساختهاند! چنان بىپروا سخن گفتهاند كه حتى مدعى شدهاند رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم يكى از كشيشان تربيتيافته دست ورقه بوده است. و اين پرتگاهى است كه در اثر دورى از واقعيّتهاى عقل و كتاب و سنّت، به وجود آمده است.
آيا به راستى انسان خردمندى كه با منطق قرآن و از آن مسير با شخصيّت پيامبران آشنايى دارد، چنين چيزى را مىپذيرد؟ چگونه مىتوان تنها با ادعاى انتساب اين گزارش به عايشه همسر پيامبر، مضمون آن را به عنوان يك حقيقت باور كرد؟!
روايتى دهشتآورتر و با محتوايى ترديدبرانگيزتر، در تاريخ طبرى آمده است؛ مىنويسد: پيامبر خوابيده بود كه فرشتهاى نزد وى آمد و نخستين آيات سوره علق را بدو آموخت. رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله و سلم فرمود: «از خواب برخاستم و گويى در دلم فرشتهاى حك شده بود. من كه هيچيك از آفريدههاى خدا برايم تنفرآميزتر از شاعر يا مجنون نبودند، به اندازهاى كه توان نگريستن به آن دو را نداشتم. با خود گفتم: من دورافتاده، شاعرم يا مجنون! هرگز نخواهم