امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ١٢٠ - جريان شناسى دو صف بندى تاريخى در رخداد عاشوراى ٦١ هجرى
«و سوگند به خدا، تا آن گاه آل اميه به سلطه ى خود ادامه خواهند داد كه حرامى از محرمات خدا را رها نكنند مگر اينكه آن را حلال كنند؛ و پيمانى را رها نكنند مگر اينكه آن را نقض نمايند؛ و تا آن گاه كه هيچ خانه ى بنا شده از گل و گچ (در شهر ها و دهات) و خيمه هاى ساخته شده از پشم و مو (در بيابان ها) را رها نكنند، مگر اين كه ظلمشان وارد آن خانه ها و خيمه ها شود و سوء مديريتشان موجب ناگوار بودن سكونت در آن ها گردد. تا آن هنگام كه مردم به دو دسته ى گريان تقسيم شوند. مردمى گريان به دينشان و مردمى گريان به دنيايشان. و تا آن زمان كه پيروزى و انتقام يكى از شماها از يكى از آنان (بنى اميه) مانند پيروزى و انتقام بنده از مالكش باشد كه در حضور مالك، اطاعتش مى كند و در غياب او بد گويى از وى مى نمايد و تا وقتى كه متحمل ترين شماها به مشقت، دارندگان بيشترين حسن ظن از شماها درباره ى خدا شود. (در چنان روزگاران) اگر خداوند عافيتى به شما عنايت فرمود، بپذيريد و اگر مبتلا به حوادث شديد تحمل نمايد؛ زيرا «عاقبت از آن مردم با تقواست»[١].
يا در جاى ديگر مى فرمايد:
«اى بنى اميه! دنيا براى شما در لذايذ خود شيرين نگشت، و توانايى مكيدن از پستان هاى آن را نداشتيد مگر در موقعى به آن رسيديد كه مهارش در جولان و تنگ پالانش در اضطراب بود؛ در حالى كه حرام آن در نزد اقوامى مانند درخت سدرى بود پربار و بى خار و حلالش دور از دسترس و غير موجود. و سوگند به خدا، شما به آن دنيا رسيديد، در حالى كه سايه اى گسترده تا مدتى معدود بود. شما دنيا را در حالى يافتيد كه زمين از امراض براى شما خالى، و دست هاى شما در روى زمين براى هر كارى باز دستهاى رهبران از شما بازداشت شده و شمشيرتان برآن مسلط و شمشير آنان از شما باز گرفته شده بود.
[١] . همان، خطبه ٩٨.