امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ١١٧ - جريان شناسى دو صف بندى تاريخى در رخداد عاشوراى ٦١ هجرى
داشتند و در دوران بعثت و هجرت نيز از هرگونه كارشكنى و دشمنى و تحميل جنگهاى بدر و احد و احزاب و شكنجه و آزار و اذيت مسلمانان و توطئه براى قتل رسول اكرم (ص) و محدوديت و محاصره سه ساله در شعب ابيطالب و ده ها نوع فتنه ديگر خوددارى ننموده و گوى سبقت را از ديگران در معارضه با اسلام و رسول الله (ص) ربودند. آن ها پس از فتح مكه به ناچار تسليم شدند و به قول اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه
«مَا أَسْلَمُوا وَ لَكِنِ اسْتَسْلَمُوا وَ أَسَرُّوا الْكُفْرَ فَلَمَّا وَجَدُوا أَعْوَاناً عَلَيْهِ أَظْهَرُوه».[١]
اين گروه، در نامه ها و خطبه هائى كه از آن حضرت به ما رسيده، اين گونه معرفى شده اند:
١- ضليل و گمراه و گمراه گر؛ ٢- بدعت گذار؛ ٣- غدر و نيرنگ باز و خدعه گر؛ ٤- هواپرست؛ ٥- شبهه افكن و تحريف گر افكار عمومى با تبليغات گمراه كننده و اغواگرانه؛ ٦- تضييع كننده حقايق دين در جهت وارونه جلوه دادن اسلام؛ ٧- خيانت پيشه؛ ٨- دروغگو؛ ٩- غرور و گمراهى.
امام (ع) برخى اقدامات اين گروه را اين گونه توصيف مى فرمايد:
١- ناديده گرفتن ادله روشن و حجج الهى؛ ٢- تفسير نادرست از معارف و مفاهيم اسلامى و تفسير به رأى؛ ٣- بكار گيرى سفيهان و فرومايگان و جاهلان در امور مهمه جامعه اسلامى به جاى صالحان و شايستگان؛ ٤- حيف و ميل بيت المال مسلمين و اسراف و تبذير و ...؛ ٥- فسادگرى در دستگاه قضائى و ابزار در دست مستبدين؛ ٦- تبديل خلافت اسلامى به پادشاهى و سلطنت اموى؛ ٧- تغيير مسير خلافت اسلامى و ولايت به ولايتعهدى يزيد و حكومت جور؛ ٨- احياى فرهنگ و اخلاق جاهلى و تعصبات نژادى؛ ٩- سياست تطميع و تهديد و ارعاب و خشونت؛ ١٠- جنگ روانى و شايعه پراكنى و بايكوت و تهمت و
[١] . شريف الرضى، نهج البلاغه، ص ٣٧٤.