امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ١٤٦ - گريه امام سجاد(ع) در فراق پدر
|
من لليتامى ومن للسائلين يقي |
ويأوي إليه كلّ مسكين؟[١] |
|
گريه امام سجاد (ع) در فراق پدر
از امام صادق (ع) نقل شده كه آن حضرت فرموده باشند: «امام سجّاد (ع) چهل سال براى پدر بزرگوارش امام حسين (ع) گريه مى كرد و هيچگاه طعامى خدمت ايشان نياوردند و جلوى ايشان نگذاشتند جز اينكه بر حسين (ع) گريه مى كرد و هيچگاه طعامى خدمت ايشان نياوردند و جلوى ايشان نگذاشتند جز اينكه بر حسين (ع) مى گريست تا روزى يكى از غلامان آنحضرت عرض كرد مولاى من مى ترسم از دست برويد و تلف بشويد فرمودند:
«إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ وَ أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ إِنِّي لَمْ أَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنِي فَاطِمَةَ إِلَّا خَنَقَتْنِي الْعَبْرَة».[٢]
فقط از غم و اندوه خود به خداوند شكايت مى كنم و به او اميدوارم و از او مى دانم آنچه را شما نمى دانيد؛ من من هرگاه كه ياد شهداى كربلا و فرزندان فاطمه را متذكر مى شوم بى اختيار اشكم مى ريزد.
در حديث ديگرى آمده است يكى از غلامان آن حضرت عرض كرد: آيا زمان نرسيده است كه غم و اندوه شما تمام شود؟
آن حضرت سر خود را از سجده برداشت و فرمود:
«وَ اللَّهِ لَقَدْ شَكَا يَعْقُوبُ إِلَى رَبِّهِ فِي أَقَلَّ مِمَّا رَأَيْتُ حِينَ- قَالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ إِنَّهُ فَقَدَ ابْناً وَاحِداً- وَ أَنَا رَأَيْتُ أَبِي وَ جَمَاعَةَ أَهْلِ بَيْتِي يُذْبَحُونَ حَوْلِي».[٣]
[١] . محمد بن ابى بكر تلمسانى، الجوهرة فى نسب الامام على( ع) وآله، ص ٥٠.
[٢] . ابن شهر آشوب، پيشين، ج ٤، ص ١٦٦.
[٣] . محمد باقر مجلسى، پيشين، ج ٤٦، ص ١١٠.