امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ١٩٤ - حق و عدل در نظام تكوينى
و حق برچند وجه و معنا اطلاق مى گردد.
١- به موجد و آفريننده شيئ كه براساس حكمت عمل مى كند حق گفته مى شود چون براساس اقتضاى حكمت موجودى را مى آفريند. و به همين سبب بخداوند متعال حق اطلاق مى گردد.
«ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ، أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ».[١]
«فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ».[٢]
٢- به آفريده شده براساس حكمت، حق اطلاق مى گردد و براين مبنا تمامى فعل خداوند حق است.
٣- حق در اعتقاد به اعتقاد مطابق با واقع مانند اعتقاد به قيامت و بهشت و دوزخ گفته مى شود.
٤- به هر نوع كردار و يا گفتارى كه مطابق با وظيفه و امر موظف و بمقدار موظف و در وقت موظف باشد.
همچنين حق به عنوان مصدر به معنى يقين نمودن، درست دانستن، درست وعده كردن، درست سخن گفتن، سزاوار بودن، ثابت نمودن، ثابت شدن، كسى را برحق داشتن، واجب كردن، واجب شدن، سزاوار شدن و حق به عنوان فعل نيز به معنى ثبت و ثبوت، ثابت، راست و حق محض آمده است.
همانطور كه اشاره شد معانى مختلف چه بسا مصاديق مختلف حق باشد و يا از باب توسعه در مفهوم و يا از باب جرى و تطبيق موارد گوناگونو يا از باب اشتباه مفهوم با مصداق باشد و در هر صورت مفهوم حق بسيار وسيع و داراى
[١] . انعام: ٦٢.
[٢] . يونس: ٣٢.