امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ١٤٧ - خطبههاى امام سجاد(ع) در شام
واى بر تو به خدا سوگند يعقوب (ع) به پروردگارش در كمتر از آنچه ديدى شكايت كرد و گفت اى اسفا بر يوسف تا آنجا كه چشمانش از غم و اندوه سفيد شد. او يك پسر را گم كرده بود و من ديدم كه پدرم و جماعتى از اهل بيتم را كه در اطرافم به شهادت مى رسند و ذبح مى شوند.
در روايات از امام صادق (ع) آمده است كه گريه كنندگان و بكائون عالم پنج نفر بودند. آدم، يعقوب، يوسف، فاطمه بنت محمد و على بن الحسين (عليهم السلام). يعقوب در فراق يوسف گريست تا اينكه چشم خود را از دست داد و تا جائيكه به او گفتند پيوسته به ياد يوسفى تا اينكه هلاك شوى؟!
آدم (ع) در فراق بهشت گريست تا اينكه بر گونه هاى او آثار اشك حك شد و يوسف (ع) در فراق يعقوب تا آنجا گريست كه اهل زندان اذيت شدند و گفتند يا شب گريه كند و روز آرام گيرد يا روز گريه كند و شب آرام بگيرد.
و اما فاطمه (س) بر رسول الله (ص) آنقدر گريست تا اهل مدينه آزرده شدند و گفتند با بسيارى گريهات، ما را اذيت مى كنى تا آنجا كه آن حضرت به سراغ مقابر شهدا مى رفت و گريه مى كرد.
و اما على بن الحسين (ع) بر امام حسين (ع) بيست سال و يا چهل سال گريست و هرگاه طعامى نزد او مى آوردند گريه مى كرد تا اينكه غلام آن حضرت عرض كرد مى ترسم شما از دست برويد و جان به جان آفرين تسليم كنيد؟!
خطبههاى امام سجاد (ع) در شام
اما آثار و بركات حضور اهل البيت (ع) و خطبه هاى حضرت در شام آنقدر هست كه به تنهايى خود كتابى به حجم تاريخ مى شود اما برخى از اين موارد بدين شرح است: