امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ٢١٨ - نظام حقوقى دراسلام
اين نظام، داراى خانواده حقوقى است كه مانند درخت تنومندى، ريشه هاى عميق و شاخه ها و رشته و ثمرات و بركات فراوان دارد و عموماً به يك اصل و ريشه باز مى گردد و از يك كانون وحيانى و الهى سرچشمه مى گيرد.
خانواده بزرگ حقوقى اسلام مبانى، اصول، اهداف و روشهاى خود را دارد و از هر جهت بر ديگر نظام هاى بزرگ حقوقى دنيا مؤثر و كارساز است. نظام حقوقى اسلام از لحاظ مبانى و ريشه در نظام خلقت و فطرت پاك انسانيت واساس آفرينش دارد و به يك معنا، فطرى و الهى و بر اساس خلقت و ساختمان وجودى انسان ها و عالم هستى استوار بوده و پايه گذارى شده است.
اين نظام همچنين، از لحاظ اهداف عدالتخواه، متعالى و پويا و پايا و تحول آفرين و هدفمند بوده و پاسخگوى نيازهاى بشر تا روز قيامت خواهد بود. براساس حق وعدل استوار است وجامع بين دو موضوع اصالت گرا و تحول خواه و پويائى است. علاوه بر اين، اخلاقى و اخلاق مدار است و تركيبى از حقوق و اخلاق بعلاوه داراى ضمانت اجراى درونى، يعنى ايمان و تقوى است.
جالب تر آن كه حقوق اسلامى يك رشته جدا و مجزّا از تعاليم ودستورات اسلامى نيست بلكه متن تعاليم اسلام است كه برهر مسلمانى نيز دانستن وعمل كردن به آن فرض ولازم است.
حقوق اسلامى، عصاره دستورات اسلام و روح حقيقى مسلمانى و قطعى ترين مظهر فكر اسلامى و هسته اساسى اسلام است.
اسلام درجوهر خود عبارت است از حقوق اسلامى كه بر مبناى وحى استوار است و در اين رابطه دولت بعنوان خدمتگزار دين الهى و جامعه اسلامى انجام وظيفه مى كند.
فقه اسلامى يا همان حقوق اسلامى دامنه وسيعى از احكام و دستورات نورانى اسلام را در ابواب عبادات و رابطه با خداوند، ابواب مالى واقتصادى، ابواب