امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ٢٠٦ - حق در نهج البلاغه
حضرت، در بيانى ديگر، آفاتى را مطرح مى كند كه باعث مى شود انسان از حق دور بيفتد و به حق نرسد و در عوض به سوى باطل كشيده شود. تمايلات افراطى، حبّ و بغض افراطى، عشق بيش از اندازه و دشمنى بيش از حد است كه انسان را از مسير حق و از هدف حق دور مى كند. همان جمله معروفى كه در خطبه ١٢٧ نهج البلاغه تكرار شده مى فرمايد:
«سَيَهْلِكُ فِيَّ صِنْفَان»
دو دسته درباره من هلاك خواهند شد،
«مُحِبٌّ مُفْرِطٌ يَذْهَبُ بِهِ الْحُبُّ إِلَى غَيْرِ الْحَقِّ»
اول دوستدار افراطى است، دوست مفرط و افراط گرى است كه دوستى او را به غير حق مى كشاند.
«وَ مُبْغِضٌ مُفْرِطٌ يَذْهَبُ بِهِ الْبُغْضُ إِلَى غَيْرِ الْحَق»
دومى هم دشمن افراطى است. دشمن بيش از حد و اندازه كه آن هم افراطگرى است و او را به خارج از حق مى كشاند.
در نهج البلاغه مباحث بسيار ارزشمندى در زمينه حقوق و نيز حق و باطل و ضرورت تشخيص حق و عمل به حق و حمايت از حق و مقابله با باطل آمده است. موضوع امامت و ولايت بهعنوان يكى از اساسى ترين شاخص هاى حق پذيرى و حق شناسى و عمل بحق بيان شده و معيارهاى روشنى را براى اطاعت ارائه فرموده اند: «إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهَذَا الْأَمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَيْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِ اللَّهِ فِيه».[١]
امام (ع) در اين مسير، موانع و عوامل بازدارنده را نيز به تفصيل بيان فرموده و ريشه بسيارى از شبهات و فتنه ها، تحريف ها و انحرافات و لغزشها را تبين فرموده اند تا راه براى تشخيص درست هموار گردد. البته خود اين دو مسئله بهصورت دو موضوع در نهج البلاغه شريف، قابل بحث و بررسى و تحقيق همه جانبه است. شناخت حق و باطل بهويژه در فتنه ها و جريانهاى اجتماعى و
[١] . محمد بن حسين شريف الرضى، نهج البلاغه، تحقيق: صبحى صالح، قم: هجرت، ١٤١٤ ق، ص ٢٤٨.