امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ٢٠٣ - مفهوم حق در قرآن كريم
كلمه «هو الحقّ» كه در وسط آمده دليل بر انحصار است يعنى حق به معناى واقعى تنها ذات اقدس اوست كه حق بالذات است و بقيه حق بالغير هستند. او واجب بالذات و غنى بالذات است وديگران به پرتو وجود او موجودند و در مورد رسول مكرمش فرموده است: «إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ».[١] و درباره اسلام نيز فرموده است: «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ».[٢] وهمچنين درباره روز قيامت فرموده است: «ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ مَآباً».[٣]
تمام كائنات از آن نظر كه مخلوق ومصنوع ذات حق هستند و در حد خودشان نيز حق مى باشند، از اين رو مى فرمايد: «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ»[٤] يعنى ما آسمان ها و زمين و آنچه كه در بين آنهاست را جز به حق نيافريديم. بنابراين وقتى انسان فهميد كه در داخل نظامى كه سراسر حق است قرار گرفته، مى فهمد كه وجود او نيز حق است و هدفى از خلقتش در نظر گرفته شده كه حق است و آن حق، برنامه اى است كه بايد آن را در زندگى به كار ببرد تا به هدف و مقصود مورد نظر برسد چون كه خود انسان اگر چه داراى فكر و فهم و عقل و شعور است اما بديهى است كه احاطه و تسلط به تمام مراحل سير وجودى خويش از مبدأ و منتهاى هستى را ندارد تا قانون جامع و كامل و متناسب با تمام مراحل زندگى وضع نمايد و نمى تواند برنامه اى را تنظيم كند كه سعادت همه جانبه اش را تأمين سازد. بنابر اين هيچ چاره اى ندارد
[١] . بقره: ١١٩؛ فاطر: ٢٤.
[٢] . توبة:؛ فتح:؛ صف:.
[٣] . نبا: ٣٩.
[٤] . حجر: ٨٥.