امام سجاد در شش گفتار - درى نجف آبادى، قربانعلى - الصفحة ١١٨ - جريان شناسى دو صف بندى تاريخى در رخداد عاشوراى ٦١ هجرى
دشنام به اهل البيت (ع) و اميرمؤمنان (ع)؛ ١١- قائل به روش «هدف وسيله را توجيه مى كند» و منطق غير انسانى «الحق لمن غلب»؛ ٢١- استفاده از استراتژى منفور سفسطه و مغالطه و «كلمة حق يُراد به الباطل».
كارنامه معاويه و يزيد و بنى اميه در طول تاريخ، بهترين گواه و دليل بر اقدامات خلاف اسلام آنهاست. اين مطلب در رواياتى كه از پيامبر اكرم (ص) به ما رسيده نيز مورد تاكيد قرار گرفته است. آن حضرت، احساس خطر فرموده اند كه اراذل و دون صفتان در مصادر امور قرار گيرند و كوته نظران ارح ببينند و بر صدر نشينند و بزرگان در بند باشند و يا قفل بر دهان داشته باشند. در خطبه هاى حضرت صديقه كبرى (ع) نيز شواهد بر استبداد دين و خشونت هاى سردمداران فاسد در آينده ديده مى شود.
از همه مهمتر، خطبه ها و نامه هاى اميرالمؤمنين (ع) به معاويه و يا عمروعاص و يا زياد و مانند او و كلمات روشنگرانه و افشاگرانه آن حضرت است كه ذيلا به تعدادياز نامه هاو خطبه ها اشاره ميشود و تفصيل مباحث را بايد در كتابهاى ديگر جستجو كرد.[١]
ايشان مى فرمايد:
«هشيار باشيد، خوفناك ترين فتنه ها براى شما در نظر من فتنه ى بنى اميه است؛ زيرا فتنه اى است كور و تاريك كننده. خصلت (يا نقشه اش) فراگير و بلايش مخصوص (پيشوايان دين و انسان هاى با ايمان) و هر كس كه در آن فتنه، بينا باشد، بلا بر او فرود آيد، و هركس كه در آن فتنه نابيناتر باشد، بلا او را گم مى كند و (به او نمى رسد.)[٢]
[١] . همان، نامه هاى ٧، ١٧، ٤٢، ٣٢، ٣٧، ٣٩، ٦٢ و ٥٥.
[٢] . همان، خطبه ٩٣.