اصول عرفان ناب اسلامى در معارف سجادى - اراکی، محسن - الصفحة ٨٥ - ١ تذلل و استكانت در پيشگاه خداى متعال
تسلّى، تسلّىجويان است و محبوبترين بنده در پيشگاه خدا كسى است كه از پيامبرش پيروى كند، و از پى او رود، از دنيا به اندكى قناعت كرد، و گوشه چشمى به دنيا نيفكند. پهلويش از همه مردم دنيا فرو رفتهتر بود، و شكمش از همه خالىتر. دنيا را بر او عرضه كردند اما نپذيرفت. و [چون] دانست خدا چيزى را مبغوض داشته او نيز مبغوض داشت، و چيزى را كه خدا خوار شمرده، آن را خوار انگاشت، و چيزى را كه كوچك شمرده، آن را كوچك داشت، و اگر در ما نبود جز دوستى آنچه خدا مبغوض مىدارد، و بزرگ ديدن آنچه خدا كوچك مىشمارد، همين براى ستيزگى ما با خدا و سرپيچى ما از فرمانش بس بود. او- كه درود خدا بر وى و آلش باد- روى زمين غذا مىخورد، و چون بردگان مىنشست، و به دست خود، پاىافزار خويش را پينه مىبست، و جامه خود را با دست خود وصله مىزد، الاغ بىپالان سوار مىشد و ديگرى را بر ترك خود مىنشاند. پردهاى بر در خانهاش آويخته بود كه تصويرهايى داشت، به يكى از همسرانش فرمود: «فلانى! اين پرده را از من پنهان كن، كه هرگاه بدان مىنگرم، دنيا و زيورهاى آن را به ياد مىآورم». پس با دل از دنيا روى گرداند، و ياد دنيا از اندرون خويش ميراند.
تا آنجا كه مىفرمايد:
«فَتَأسَّى مُتَأَسٍّ بِنَبِيِّهِ، وَاقْتَصَّ أَثَرَهُ، وَوَلَجَ مَوْلِجَهُ، وَإِلَّا فَلَا يَأْمَنِ الهَلَكَةَ، فَإِنَّ اللهَ عزّوجلّ جَعَلَ مُحَمَّداً (ص) عَلَماً لِلسَّاعَةِ، وَمُبَشِّراً بِالْجَنَّةِ، وَمُنْذِراًبِالعُقُوبَةِ. خَرَجَ مِنَ الدُّنْيَا خَمِيصاً، وَوَرَدَ الآخِرَةَ سَلِيماً، لَمْ يَضَعْ حَجَراً عَلَى حَجَرٍ، حَتَّى مَضَى لِسَبِيلِهِ، وَأَجَابَ دَاعِيَ رَبِّهِ، فَمَا أَعْظَمَ مِنَّةَ اللّهِ عِنْدَنَا حِينَ أَنْعَمَ عَلَيْنَا بِهِ سَلَفاً نَتَّبِعُهُ، وَقَائِداً نَطأُ عَقِبَهُ، وَاللّهِ لَقَدْ