اصول عرفان ناب اسلامى در معارف سجادى - اراکی، محسن - الصفحة ٢٧ - اصل سوم حدود و قلمرو معرفت حق
تا آنجا كه مىفرمايد:
«اللَّهُمَّ وَكَمَا نَصَبْتَ بِهِ مُحَمَّداً عَلَماً لِلدَّلَالَةِ عَلَيْكَ، وَأَنْهَجْتَ بِآلِهِ سُبُلَ الرِّضَا إِلَيْكَ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَاجْعَلِ الْقُرْآنَ وَسِيلَةً لَنَا إِلَى أَشْرَفِ مَنَازِلِ الْكَرَامَةِ، وَسُلَّماً نَعْرُجُ فِيهِ إِلَى مَحَلِّ السَّلَامَةِ ...».
خداوندا! همچنان كه به واسطه كتاب خود محمّد را براى دلالت بر خويش چون پرچم و علامتى بر افراشتى، و به راهنمايى آل محمّد راههاى خشنودى خويش آشكار ساختى، پس بر محمّد و خاندان او [درود و] صلوات فرست، و قرآن را براى ما وسيله رسيدن به والاترين منازل كرامت، و نردبان اوج گرفتن ما به جايگاه سلامت، قرار ده ...
لكن بازبودن راه معرفت خدا به روى انسان بدين معنى نيست كه قدرت جولان آدمى در ميدان معرفت الهى نامحدود است، بلكه حريمى براى ذات اقدس حق تعالى وجود دارد كه هيچ مخلوقى را ياراى گام نهادن در آن نيست.
«عَنقا شكار كس نشود، دام باز چين ...».
اين همان مرز ناپيمودنى است كه طمع خام عارفان، گاه آرزوى پيمودنش مىكند، و با نداى أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ به پيشگاه حضرت حق نياز دست يافتن به آن عرضه مىكند، لكن؛ پاسخ قاطع لَنْ تَرانِي پَر و بال پرواز مرغ وهم را مىچيند و به اين آرزوى خام پايان مىدهد، و اين همان مرز علم مستأثرى است كه در ادعيه معصومين (عليهم السلام) به آن اشاره مكرر شده است، امام سجّاد (ع) در دعاى سى و دوم صحيفه مىفرمايد:
«اسْتَعْلَى مُلْكُكَ عَلُوّاً سَقَطَتِ الْأَشْيَاءُ دُونَ بُلُوغِ أَمَدِهِ وَ لَا يَبْلُغُ أَدْنَى مَا اسْتَأْثَرْتَ بِهِ مِنْ ذَلِكَ أَقْصَى نَعْتِ النَّاعِتِينَ. ضَلَّتْ فِيكَ الصِّفَاتُ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَكَ النُّعُوتُ، وَ حَارَتْ فِي كِبْرِيَائِكَ لَطَائِفُ الْأَوْهَامِ».